{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این جا کسی پناه به عاشق، نمی دهد؛

این جا کسی پناه به عاشق، نمی دهد؛
یک جرعه آب، دست "شقایق" نمی دهد...

باید عقیده داشت به دنیای بی وفا؛
عاشق، همیشه تن به حقایق نمی دهد...

هر روز می روم به تماشای او، ولی؛
انگار بخت، دست موافق نمی دهد...

هر عاشقی به شیوه ی خود دل سپرده است؛
دنیا چرا بها به سلایق نمی دهد؟...

با اینکه دل سپرده به ابری، گلوی شعر؛
باران خویش را به دقایق نمی دهد...
دیدگاه ها (۲)

من که خوشبینم به عشقی که میانِ ما نشستتا که آمد خانه یِ غم پ...

باز در کوچه کسی عاشق باران شده استاین دروغ است ولی نامِ تو ع...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط