{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قربانت بروم، قربان سراپای وجودت،

قربانت بروم، قربان سراپای وجودت،
قربان موهای سفید پشت گردنت بروم،
قربان مردمک‌های بی‌قرار چشمهایت بروم،
قربان غم و شادی ات بروم.
تو چه هستی که جز با تو آرام نمی‌گیرم.
حتی جای پایی از تو در خاک برای من کافیست.
•فروغ فرخزاد•
دیدگاه ها (۰)

بند همه غم‌های جهان بر دلِ من بود!در بند تـو افتادم‌واز جمله...

حضـورش به چه مانَـد؟!- به شنیدن صدای آدمی که در غربـت، به زب...

مردی در ساحل...[پارت آخر]چند ماه بعد...خانه دیگر شبیه روزهای...

پارت نوزدهمزمستان سردی بود. شب. برف پشت پنجره‌ی اتاق‌شان آرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط