{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به چشم هایم زل زد و گفت

به چشم هایم زل زد و گفت
«با هم درستش می کنیم».
چه لذتی داشت این با هم، حتی اگر با هم هیچ‌چیزی درست نمی‌شد،
حتی اگر تمام سرمایه‌ام بر باد می‌رفت،
حسی که به واژه‌ی «با هم» داشتم را با هیچ‌چیزی در این دنیا معاوضه نمی‌کردم. تنها کسی که وحشت تنهایی را درک کرده باشد، می‌تواند حس من را در آن لحظات درک کند ...

#لیلیان_هلمن
دیدگاه ها (۱)

من خانه ای متروکه ام، گاهی دری بزنتا بامِ ما ای آسمان! بال و...

این روزها دنیای من غرق پریشانی‌ستسردرگمم، این بیت‌ها هم گیج ...

آزادی ام این است کهآنچه که نمی خواهند باشم ؛باشم ...#محمود_د...

هر کس کاری می‌کند ، هر قدر کوچک ، در معرض خشم کسانی‌ست که کا...

تو ندیدی…خواستن‌ها و دوست داشتن‌هایم را ندیدی. آن عشقی که تو...

Slave ♡ Season ♡ Part ۱۳۳ جیمین که با این کارش خودش را تنبیه...

*سخنرانی پایانی تهیونگتهیونگ: اول از همه... هنوز هم برام باو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط