{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادربزرگِ مامانم ، هشتاد و خورده ای سال عمر

مادربزرگِ مامانم ، هشتاد و خورده ای سال عمر
کرد
این آخریا هروقت میدید ناراحتیم بهمون میگفت :
" من تا تهشو دیدم . تهش هیچی نیست . غصه نخور. "
دیدگاه ها (۲۸)

دلم که برایت تنگ میشوددعوتت میکنم به خیالم ، چای دم میکنممین...

کنون که گردش ایام را ثباتی نیست ،همان خوش است که در عشق بگذر...

هر چقدر هم سفره ی دلت رابازکنی ، هنوز چیزهایی هست که نمی شود...

هیچوقت ، هیچکس به اندازه من دوستت نخواهد داشت !این تو ، این ...

مثل عروسِ خان که میداند "پسرزا"  نیستحس میکنم عمر خوشی هایم ...

سرنوشت من part1《ویو ات》خب از کجا براتون بگم ... من الان ۲۰ س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط