{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرنوشت من part

سرنوشت من part1
《ویو ات》
خب از کجا براتون بگم ... من الان ۲۰ سالمه خب زندگیم مثل یه کابوس ای کاش همش خواب بود ... وقتی ۸ سالم بود مامانم رفت از پیشم رفت توی آسمونا ...
《۱۱ سال پیش ویو ات》
یک سال از مرگ مامانم میگذره بابای عوضیم به سال نکشید رفت و با یه زنیکه ی سلیطه ازدواج کرد یکی بدتر از خودش با یک پسر بچه که پسر اون زنیکه بود اسمش جونگ کوک پسر بدی نیست باهم بازی می‌کنیم ولی خب پدر و مادرامون بهمون توجه نمیکنن اگر هم خطایی ازمون ببینن مارو زیر کتک و سیلی سیاه و کبود میکنن مثل یه کابوس ...
ات:داداشی ... داداشی کجا قایم شدی؟الان پیدات میکنم توی کمدی اره《خنده》
جونگ کوک: ...
ات: پیدات کردم هوراااا من بردم ازت《خوشحال》
جونگ کوک: سریه بعد من ازت میبرم خانم کوچولو
ات: انقدر به من نگو خانم کوچولو ۴ سال فقط ۴ سال تفاوت سنی داریماا《اخم》
جونگ کوک: باشه پرنسس ...
《زمان حال ویو ات》
درسته تنها کسی که میتونم بهش تکیه کنم داداشم جونگ کوکه بعضی وقتا یه جوری رفتار میکنه انگار نه انگار که خواهر و برادریم انگار عاشق و معشوقیم خب از این حرفا بگذریم برگردیم به بحث خانواده عنم اون زنیکه رو که باید از توی قمار خونه و از اونجور جاها درش بیاری پولای بابام رو همه رو خرج قمار میکنه آخرش هم هیچی به هیچی بابای عوضیم هم بعضی وقتا قمار میکنه در اصل نوچه ی بزرگ ترین مافیای کره آقای کیم هسته زنش مرده خیلی ساله ولی انقدر مرد بود که بعد مرگ زنش با اینکه زیاد پیر نشده بود بخاطر پسرش ازدواج نکرد ولی پدر من چی ؟ یه اشغال بدرد نخور که نوچه ی آقای کیم هرچند این خونه ای که الان داریم هم آقای کیم بهمون داده آقای کیم آدم خوبیه هرچقدر هم پول میده به بابای بدرد نخورم اونم میره و اون پولا رو خرج قمار میکنه بیچاره داداشم که خرج خونه رو با کار کردن میده تازه توی یه رستوران شروع به کار کرده ...
اگر میشه لطفا نظرتون رو درباره ی این پارت کامنت کنید قشنگا😘❤مرسییی❤
دیدگاه ها (۱)

اسم رمان: سرنوشت من شخصیت های اصلی:تهیونگ ات جونگ کوک جیمین ...

سلام قشنگا ببخشید هنوز رمان رو نزاشتم مسافرت بودم دارم برمی‌...

part18 عشق پنهان《ویو جونگ کوک》ات اومد کنار من دراز کشید و سر...

part 17عشق پنهانات: خب کی میریم که ازدواج کنیم؟جونگ کوک: ساع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط