{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p

p4
وقتی رفتم خونه مهناز،یونجی و یورنا با سرعت زیاد اومدن پیشم
یه طوری حالشون بگیرم که نفهمن از کجاشون خوردن
مهناز. خوش گذشت؟با کوک؟
ات. اوهوم خیلی خوب بود
یونجی. نرفت که برات گونی بخره بپوشی شب عروسی؟
ات. نه اتفاقا گرون ترین لباس عروس رو برام خرید
یونا‌. فقط لباس!هه!
ات. نه کفش و چندتا سرویس جواهر چند دست لباس بیرونی و خونگی و...
یورنا. هوم باشه قشنگه بریم (حرصی)
ات. آخيش حالشون رو گرفتم چه حالی داد
پدر بزرگ ات صداش زد
پ.ب. دخترم ات جان بیا یک لحظه بیا اینجا کارت دارم
ات. معلوم نیست چیکارم دارن باز(اروم و با غصه)
ات رفت پیششون
ات. با من کاری دارید پدرجان؟
م.ب.ات عزیزم آقای جئون امروز مارو دعوت کردن که بریم به سمت خونشون
ات. خب چیکار کنم؟
پ.ب. ساعت نه آماده میشیم
مهناز. پدر بزرگ ماهم میایم؟
پ.ب. شما عزیزای دل منید معلومه که میاید اصلا چرا نیاید؟
با نیشخند زشتی به ات نگاه میکنن
ات. من خستم میرم بخوابم پدرجانم
پ.ب‌. برو عزیزم دلم
کوک ویو
بعد از اینکه ات رو رسوندم خونشون رفتم پیش دوستام(بی تی اس)
کوک. سلام
اعضا. سلام
نامجون. چه خبر بالاخره یادی از ما کردی
جیمین. نمیومدی حالا حالا خجالت نکش دیگه نمیومدی
کوک. ولم کنید حوصله خودم رو ندارم الان
تهیونگ. پس چرا اومدی؟
کوک. بشینید با یک چیزس رو بگم بهتون
اعضا. اوکی
همه نشستن
کوک‌.(ماجرا رو تعریف کرد)
جین. حالا میخوای چیکار کنی
کو‌ک. انقدر اذیتش میکنم که از جونش سیر شه
تهیونگ. میفهمی داری چی میگی تو نه تو حالت خوب نیست
شوگا. اون حتی اگه با اجبار خانواده باهات ازدواج کنه بازم زنت محسوب میشه
کوک‌‌. اههه من اومدم پیش شما تا ازتون دلداری بشنوم نه اینکه حالم رو از اینی که هست بدتر کنید
جیهوپ. هر طور راحتی خود دانی
ادامه ویو کوک
بعد از پیش اعضا رفتم خونه تا پام رسید خونه بابام صدام زد
ب.ک. کوک بیا اینجا
کوک. بله
ب.ک. ساعت هشت خوانواده ات میان خونمون
کوک. ایش چرا اونقت؟
م.ک. چون بابات میگه
کوک. ازشون متنفرم
ب.ک. کوک موادب باش
کوک. کوک موادب باش گگگگگ
پرش به شب
دیدگاه ها (۰)

p5پرش به شبات ویونزدیکای ساعت شیش و نیم الی هفت بود بلند شد...

p6ات ویواولش که دوباره مثل اون روز بهم تیکه انداخت و بهم گف...

p3 ات. سلام کوک. سلام(سرد)ات. بریم؟ کوک‌. سوارشو پرش به داخل...

p2پ.ب. دخترم تو باید با پسر جئون که اسمش جونگکوک ازدواج کنی...

p13کوک. اتاقت کجاست زشتک؟ ات. ببخشید ولی از پله ها باید بری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط