دفن کردم!
دفن کردم!
تمامش را....
احساسم را میگویم...
تمامش را دفن کردم میان انبوهی از فکر و خیال های کودکانه ای که از عمق وجودم طالب حقیقی شدنشان بودم!
درک کردم...
درک کردم که تمام اتفاق های دنیا افتادنی نیست!
چه بخواهم..
چه نخواهم...
چه بدانم یا ندانم...
یا حتی برای برخی شان تمام عمرم را صرف کنم ولی بازهم نمی افتند این اتفاق های لعنتی!
به مرور زمان فهمیدم...
فهمیدم بعضی از قلب ها تصاحب کردنی نیست!
چه بسا رها کردنیست!
بعضی از قلب هارا هر چقدر هم که پرارزش باشند برایت باید داخل یک جعبه کادوی زیبا پس بدهی!!
پس بدهی به صاحبش که روزی تمام دنیایت بوده....و مقصد هر ارزویت به ان ختم شده است! همانی که با تک تک لحظات سپری شده در کنارش خاطره داری!
با وجود اینها...یعنی...
همین قلب های پس دادنی...
همین اتفاق های نیوفتادنی...
همین خیال پردازی های پوچ و کودکانه...
و کلی دقایق تلخ تمام نشدنی....
باعٽ شدند که :
خودم داوطلبانه دفن کنم تمام احساسم را!!!!
تمامش را....
احساسم را میگویم...
تمامش را دفن کردم میان انبوهی از فکر و خیال های کودکانه ای که از عمق وجودم طالب حقیقی شدنشان بودم!
درک کردم...
درک کردم که تمام اتفاق های دنیا افتادنی نیست!
چه بخواهم..
چه نخواهم...
چه بدانم یا ندانم...
یا حتی برای برخی شان تمام عمرم را صرف کنم ولی بازهم نمی افتند این اتفاق های لعنتی!
به مرور زمان فهمیدم...
فهمیدم بعضی از قلب ها تصاحب کردنی نیست!
چه بسا رها کردنیست!
بعضی از قلب هارا هر چقدر هم که پرارزش باشند برایت باید داخل یک جعبه کادوی زیبا پس بدهی!!
پس بدهی به صاحبش که روزی تمام دنیایت بوده....و مقصد هر ارزویت به ان ختم شده است! همانی که با تک تک لحظات سپری شده در کنارش خاطره داری!
با وجود اینها...یعنی...
همین قلب های پس دادنی...
همین اتفاق های نیوفتادنی...
همین خیال پردازی های پوچ و کودکانه...
و کلی دقایق تلخ تمام نشدنی....
باعٽ شدند که :
خودم داوطلبانه دفن کنم تمام احساسم را!!!!
- ۱.۶k
- ۰۵ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط