برادر بی رحم من

برادر بی رحم من💔🥀🖤

💫part 14

&داداش تروخدا (گریه)
"خفه شو هرزه صداتو ببر
&تروخدا منو ببخشید
"گفتم خفه شو (سه سیلی دیگه بهم میزنه)
&من اشتباه کردم معذرت میخوام (گریه شدید)
" دیگه دیره باید اونموقع که این غلط رو میکردی به فکر الانشم بودی (دست یورا رو میگیره و میبرش تو اتاق شکنجه)
&اخه گناه من چیه چرا این کارو باهام میکنید (گریه)
"چون حقته از اولشم نبابد به دنیا میومدی
&اخه چرا ازم متنفرید؟
" چون یه اضافی هستی ازت بدم میاد همیشه باعث دردسری
&گناه من چیه مگه من انتخواب کردم چرا عذابم میدی اخه؟
"خفه شو (عربدع)
&لطفا منو نزنید
" دهنتو ببند فقط تعداد ضربه ها رو بشمار

(فلش بک به دو ساعت بعد)

ویو یونگی:

خیلی کتکش زدم دیگه صداش در نمیومد خالی شدم از عقبانیت دلم براش سوخت گناه داشت اما حقشه تا اون باشه دیگه بدون اجازه من نره بیرون ولی یجوری شدم بدنش خیلی خوشگله اما الان کبود و خونیه صورتشم رد اشک روش مونده گناه داره ولی باید ادب میشد دستاشو با زنجیر بستم و انداختم یه گوشه اتاق و رفتم بیرون

ویو سولی:

فهمیدم که یورا چیکار کرده اما ارباب زیاده روی کرد اون دختر خیلی گناه داشت دیدم ارباب اومد پایین رفتم سمتش

✓ارباب
"چته
✓یورا کجاست؟
" توی اتاق شکنجه بیهوشه
✓میشه برم زخماشو پانسمان کنم؟
"لازم نیست تو فعلا برو تو اتاق لازمت دارم
✓ولی یورا گناه داره
" خفه شو تو دیگه برام مهم نیستی هرزه چرا به حرفت گوش کنم؟
✓من دیگه دوست دخترت نیستم ولی تو حق نداری اون کارو با اون بچه بیچاره بکنی
(سولی در واقع اسم اصلیش آرا هست ولی برای اینکه کسی نفهمه به همه گفته اسمش سولیه)
"ببین آرا خفه شو اعصابتو ندارم تو برای من چیزی جز یه خیانت کار نیستی
✓من هیچ وقت به تو خیانت نکردم تو اشتباه میکنی
" اره وقتی با چشمای خودم دیدم اشتباه میکنم
✓ماجرا اونی نیست که تو فکر میکنی من مجبور بودم
"اره منم باور کردم
✓اما یونگی
" خفه شو یونگی نه ارباب فهمیدی؟(داد و عصبی)
✓بله ارباب(بغض)
"خوبه حالا برو توی اتاق صداتم در نیاد لباساتو در بیار تا منم بیام
✓چشم الان میرم (بغض)
" افرین

ویو آرا (همون سولی):

زدم زیر گریه با بغض رفتم تو اتاق لباسامو در اوردم و نشستم رو تخت اخه چرا حرفمو باور نمیکنه بعد یه سال خسته شدم دیگه نمبتونم فرار کنم اخه جایی رو ندارم برم مادرمم خونه سالمندانه خدایا گناه من چیه اخه اون بچه گناه داره بونگی اونو میکشه داشتم گریه میکردم که...

"اشکاتو پاک کن
✓چشم ارباب
" خوبه بخواب رو تخت
✓ارباب
"چته
✓میشه یورا رو ازاد کنید
" چرا اینقدر دلت برای اون میسوزه
✓اون بچست گناه داره اینقدر اذیتش میکنید
"برام اهمیت نداره
✓خواهش میکنم تروخدا
" اوکی
✓مرسی یونگی عاشقتم (دوق و بغلش میکنه)
"(خنده)
✓ببخشید ارباب حواسم نبود
" اشکال نداره منم هنوز دوستت دارم ولی چیزی عوض نمیشه تو هنوز برده جنسی منی فکر نکن دوباره دوست دختر میشی
✓میدونم چشم
"افرین
(بقیش دیگه از اون کارا هست خودتون تا ۲٠ راند تصور کنید🤣😈📿🗿)

ویو یورا:

با درد بهوش اومدم دیگه دارم میمیرم از یونگی متنفرم اون به عوضیه حالم ازش بهم میخوره دبگه دوستش ندارم یهو دیدم سولی و داداشم باهم حرف میزنن یعنی چی واقعا سولی دوست دختر داداشم بوده؟ باورم نمیشه
میخواستم بلند شم اما دست و پاهام بسته بود اخخخخ درد داشت همونجا نشستم و تحمل کردم و خوابم برد

ویو یونگی:

بعد ۲٠ راند ولش کردم خب تموم شد خسته بودم میخواستم بخوابم ولی آرا نمیذاشت

✓ارباب
" هوم؟
✓میشه برم پیش یورا زخماشو پانسمان کنم
"نه
✓لطفا خواهس میکنم (کیوت)
" باشه، ولی میتونی راه بری (پوزخند)
✓اره یجورایی
"اوکی برو
✓ممنونم (ذوق)

ویو سولی:

خیلی خوشحال شدن لباسامو پوشیدم و رفتم پایین تو اتاقم زیر دلم بدجور درد میکرد اول رفتم حموم بعد وسایلو برداستم و رفتم پیش یورا وقتی دیدمش دلم سوخت بدنش خیلی داغون شده بود اروم زخماشو پانسمان کردم بعدش بهوش اومد

✓یورا خوبی
&خوبم آرا
✓چ... چی؟ تو اسم اصلی منو از کجا میدونی؟
&همه چیو شنیدم
✓که اینطو
&میشه لطفا خودت به من توضیح بدی همچیو
✓خب باشه
&ممنون خب بگو
✓باشه

ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۴)

برادر بی رحم من 💔🥀🖤💫part 14✓من اسم اصلیم پارک آرا هست و الان...

بچه ها نظرتون چیه به عکس از خودم بزارم؟

شما هم توی پیوی برام بفرستید پستم کپی کنید تو پیجتون💖ببخشید ...

خسته شدم واقعا انگیزه ای برای پارت گذاشن ندارم ویسگون جالب ن...

برادر بی رحم من 💔🥀🖤💫part ۳ویو یورا:داشتم میرفتم توی اتاقم ام...

برادر بی رحم من💔🥀🖤💫part 1۳(فلش بک به یک هفته بعد) ویو یونگی:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط