{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قصد جان می کند این عید و بهارم بی تو

قصد جان می کند این عید و بهارم بی تو
این چه عیدی و بهاری است که دارم بی تو ؟

گیرم این باغ ، گُلاگُل بشکوفد رنگین
به چه کار آیدم ای گل ! به چه کارم ، بی تو ؟

با تو ترسم به جنونم بکشد کار ، ای یار !
من که در عشق ، چنین شیفته وارم بی تو

با غمت صبر سپردم به قراری که اگر
هم به دادم نرسی ، جان بسپارم بی تو



#حسین_منزوی
دیدگاه ها (۳)

از دلت بپرس مال کیست؟#تو مال منیخودم کشفت کرده ام!تو با من م...

زمین را عاشقت کردی ، هوا را عاشقت کردیو هرچه بود بین این دوت...

این عاشق بیچاره سرسفره ی عیدشبی لطف حضور #تو که نوروز ندارد ...

.می گویم بانو بیا یک نیازمندی بنویسیممی دانی که من دیوانه ام...

#شعر🍃ای یار ترین یار و نگارم ،  باز آ ..با گریه ی تلخ ، بی ق...

🏴 ازهمون بچگی دچارم وقتی گره میخوره به کارمبی هوا اسمتو میار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط