{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هشتاد ونه حکایت سرد وسیاه را

هشتاد ونه حکایت سرد وسیاه را
با خواب شاعرانه به فردا رسانده ام
حالا به نامت این شب بالا بلند را
با چشمهای یخ زده بیدار مانده ام
یلدایت مبارک
دیدگاه ها (۱)

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

زنگ بیدار باش، برای خیلی‌ها صدای بلند «سلام صبح بخیر» و بعدت...

« یادم هست..... روزهای اول بود که خانه، دیگر آن خانه همیشگی ...

#تلنگرانه ‍ تصور کن برنده یک مسابقه شدی و جایزه‌ات اینه که ب...

KIM V

همسر غیره منتظره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط