{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دنگ دنگ

‌دنگ...، دنگ ....
لحظه ها می گذرد.
آنچه بگذشت ، نمی آید باز.
قصه ای هست که هرگز دیگر
نتواند شد آغاز.
مثل این است که یک پرسش بی پاسخ
بر لب سر زمان ماسیده است

#سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۳)

• ﭑجمل ﭑبتسامةة ، لما تبتسم لشخص،• وهو مو یمک... [بس ﭑجةة ﭑب...

تعارف ڪہ نداریم، من حسادت میڪنم!بـــہ لیــلـ ےِ مجـنـــ....ـ...

صافن وجر حسرات محد لفانیطحت انه بین اثنین یومی وزمانی

حرت بین أحـچْـی البگلبی وبین اعبرهن و افوت وبین صرخات المواج...

صدای تیک و تاک عقربه را می شنوی؟فقط می گذردبرایش فرقی نمی کن...

از تو چیز زیادی نمی خواهم...تنها قطعه ای از شرجیِ حنجره ات ر...

به حباب لب یک رود قسمو به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط