{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت

گفت
اما در شبی این گونه گنگ
هیچ آوایی نمی آید به گوش
گفتمش
اما دل من می تپد
گوش کن اینک صدای پای دوست
گفت
ای افسوس در این دام مرگ
باز صید تازه ای را می برند
این صدای پای اوست
گریه ای افتاد در من بی امان
در میان اشک ها پرسیدمش
خوش ترین لبخند چیست ؟
شعله ای در چشم تارکش شکفت
جوش خونن در گونهاش آتش فشاند
گفت
لبخندی که عشق سربلند
وقت مردن بر لب مردان نشاند
من ز جا برخاستم
بوسیدمش

#هوشنگ_ابتهاج
دیدگاه ها (۰)

جنگلی بودیمشاخه در شاخه همه آغوشریشه در ریشه همه پیوندوینک ا...

آفتابا چه خبر؟این همه راه آمده ای که به این خاک غریبی برسی؟!...

سلام و احترام🌸ای سایه صبر کن که برآید به کام دلآن آرزو که در...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ² ات : هیچی ممنون و من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط