داشت برای معشوقه اش می نوشت

داشت برای معشوقه اش می نوشت ...
" عزیزم
منتظرم باش،
و به کودکی فکر کن ..."

گلوله ای پرید
میان حرف هایش
از نامه گذشت
از سینه اش گذشت
و به عکس زنی خورد
که گوشه ی سنگر بود،

تک تیرانداز دشمن،
یقینا مَردی بود ...
شکست خورده در عشق
دیدگاه ها (۱)

یک رفتن هایی هست که تمام شعرهای دنیارا به پایش بریزی برنمی گ...

عاشقانه به خواب میروم تا برایم زنده شوی…باز هم گلی به گوشۀ ج...

دوجین کار سرم ریخته...اول باید خورشید را به آسمان سوزن کنمو ...

ترسناک فیک

مین جی تند خم شد نگاهش کرد ، اخم هایش بیشتر تو هم رفت و این ...

The Royal Veil p28— پارت: قصر وقتی خون را دیددرِ اصلی قصر با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط