پارت چهارم
🎭🎬پارت چهارم:
-سلام!آقا رامین،سلامتی،تو چطوری/-خداروشکر/-چی شد سر زدی/-هیچی،هم اومدم بهت سر بزنم هم اومدم بپرسم یه لطفی میکنی نصف بخشنامه هامو بفرستی اداره؟بعد کپی کنی رو کاغذا،اندازه صفحه هاشون کاغذ در اوردم،هنوز ببین،این نصفشه ها اوردم،دو برابرش حالا ببین چقدره/-خیله خب،بزار رو میز میفرستم/-آی قربون دستت،چته چرا بی حوصله ای؟/-این مسخره ترین سوالی بود که توعمرم شنیدم😏/-چرا؟/-به نظرت چرا؟۲۴ ساعته میشینم تو اداره عین...(حرفشو خورد)کار میکنم🫤معلومه دیگه،سرمم درد میکنه...،ببخشید،یکم حوصله ندارم واسه همین داد زدم،بزار رو میز برو به کارات برس/گذاشت روی میز.بعد آمد و نشست کنار آرش روی یکی از صندلی های اتاق:«چیزی شده؟تو اینجوری نبودی،خسته بودی ولی بی اعصاب نبودی»-هیچی بابا،همین...سرم...معدم.../-معدت؟معدت چی شده؟/-از هفته پیش تا الان معده درد هلاکم کرده،نمیزاره رو کارم تمرکز کنم/-چرا،چیزی خوردی؟/-میگم از یه هفته پیش😐،معده درد ساده میشه ۱ روز ۲ روز،نه دیگه ۷ روز/-خب چرا دکتر نمیری؟/-با خودم گفتم چیزی نیست...،خودش درست میشه میره پی کارش،خب،الانم همینو میگم،دکتر برم واسه چی؟نهایتش دکتر رفتم یه چند تا قرص میده میگه یه سرم بزن خوب میشی/-قرص و سرم چیه،اول باید بدونی چته،بعد به فکر درمانش باشی،یه آندوسکوپی برو/-ولش کن بابا کی حوصله داره،معلوم دیگه درد میکشم آخر سرم میگن چیزیت نیست،تو برو به کارات برس/-باشه،اینارم میبرم خودم میفرستم/-نه نه نه نه!،به من سپردی خودم انجامش میدم/-حالت خوب نیست آرش خودم میفرستم/-نه من حالم خوبه...دیگه عادت کردم کار همیشگیمه،برو/-آرش،حرف گوش کن،اینارو من انجام میدم،تو هم از رییس اجازه بگیر برو خونه/-رامین کلی کار ریخته سرم نمیتونم برم خونه/-چرا مثلا چه کاری،هرروز کار هست،چرا نمیری خونه استراحت کنی؟/-باشه،دیگه چیزی نمونده یکم بعد شب میشه میرم/-کاری داشتی اتاق بغلم/رامین پاشد و رفت.در را هم بست.نشان داد شب بود،آرش روی مبل توی پذیرایی نشسته بود و گوشی نگاه میکرد.ماهرخ به پذیرایی امد و چراغ را روشن کرد:«آرش،خودتی؟»چشم آرش اذیت شد:«آره آره منم،چراغو چرا روشن میکنی خاموش کن(ماهرخ خاموش کرد)،نخوابیده بودی؟»/-نه،روزایی که شیفتی مگه خواب میاد به چشمم،خودت چرا نیومدی بخوابی؟/-خوابم نمیاد بابا(گوشی اش را دوباره نگاه کرد)،تو برو بخواب(دستش را روی معده اش گذاشت)/-معدت هنوزم درد میکنه؟/-نه برو بخواب شبت بخیر/-آرش چرا لجبازی میکنی،میخوای خودتو بکشی؟پاشو بریم دکتر ببینیم چت شده،یه هفته ست معدت درد میکنه هر وقتم ازت میپرسم میگی چیزیم نیست خب من از رنگ و روت میفهمم چت شده چرا پا فشاری میکنی؟!/
-سلام!آقا رامین،سلامتی،تو چطوری/-خداروشکر/-چی شد سر زدی/-هیچی،هم اومدم بهت سر بزنم هم اومدم بپرسم یه لطفی میکنی نصف بخشنامه هامو بفرستی اداره؟بعد کپی کنی رو کاغذا،اندازه صفحه هاشون کاغذ در اوردم،هنوز ببین،این نصفشه ها اوردم،دو برابرش حالا ببین چقدره/-خیله خب،بزار رو میز میفرستم/-آی قربون دستت،چته چرا بی حوصله ای؟/-این مسخره ترین سوالی بود که توعمرم شنیدم😏/-چرا؟/-به نظرت چرا؟۲۴ ساعته میشینم تو اداره عین...(حرفشو خورد)کار میکنم🫤معلومه دیگه،سرمم درد میکنه...،ببخشید،یکم حوصله ندارم واسه همین داد زدم،بزار رو میز برو به کارات برس/گذاشت روی میز.بعد آمد و نشست کنار آرش روی یکی از صندلی های اتاق:«چیزی شده؟تو اینجوری نبودی،خسته بودی ولی بی اعصاب نبودی»-هیچی بابا،همین...سرم...معدم.../-معدت؟معدت چی شده؟/-از هفته پیش تا الان معده درد هلاکم کرده،نمیزاره رو کارم تمرکز کنم/-چرا،چیزی خوردی؟/-میگم از یه هفته پیش😐،معده درد ساده میشه ۱ روز ۲ روز،نه دیگه ۷ روز/-خب چرا دکتر نمیری؟/-با خودم گفتم چیزی نیست...،خودش درست میشه میره پی کارش،خب،الانم همینو میگم،دکتر برم واسه چی؟نهایتش دکتر رفتم یه چند تا قرص میده میگه یه سرم بزن خوب میشی/-قرص و سرم چیه،اول باید بدونی چته،بعد به فکر درمانش باشی،یه آندوسکوپی برو/-ولش کن بابا کی حوصله داره،معلوم دیگه درد میکشم آخر سرم میگن چیزیت نیست،تو برو به کارات برس/-باشه،اینارم میبرم خودم میفرستم/-نه نه نه نه!،به من سپردی خودم انجامش میدم/-حالت خوب نیست آرش خودم میفرستم/-نه من حالم خوبه...دیگه عادت کردم کار همیشگیمه،برو/-آرش،حرف گوش کن،اینارو من انجام میدم،تو هم از رییس اجازه بگیر برو خونه/-رامین کلی کار ریخته سرم نمیتونم برم خونه/-چرا مثلا چه کاری،هرروز کار هست،چرا نمیری خونه استراحت کنی؟/-باشه،دیگه چیزی نمونده یکم بعد شب میشه میرم/-کاری داشتی اتاق بغلم/رامین پاشد و رفت.در را هم بست.نشان داد شب بود،آرش روی مبل توی پذیرایی نشسته بود و گوشی نگاه میکرد.ماهرخ به پذیرایی امد و چراغ را روشن کرد:«آرش،خودتی؟»چشم آرش اذیت شد:«آره آره منم،چراغو چرا روشن میکنی خاموش کن(ماهرخ خاموش کرد)،نخوابیده بودی؟»/-نه،روزایی که شیفتی مگه خواب میاد به چشمم،خودت چرا نیومدی بخوابی؟/-خوابم نمیاد بابا(گوشی اش را دوباره نگاه کرد)،تو برو بخواب(دستش را روی معده اش گذاشت)/-معدت هنوزم درد میکنه؟/-نه برو بخواب شبت بخیر/-آرش چرا لجبازی میکنی،میخوای خودتو بکشی؟پاشو بریم دکتر ببینیم چت شده،یه هفته ست معدت درد میکنه هر وقتم ازت میپرسم میگی چیزیم نیست خب من از رنگ و روت میفهمم چت شده چرا پا فشاری میکنی؟!/
- ۱.۵k
- ۰۵ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط