همیشه پیش خودم فکر میکردم

همیشه پیشِ خودم فِکر میکردم
چِجوریه که یه نفر
میتونه کُلی کآغذو خط خطی کُنه تآ فقط
منظور که نه
حسش رو بِرِسونه
اونم بآ کآغذآیی که جمعشون کُنی
اِسمِش میشه " رُمآن "
امآ یه نَفَر
میتونه بآ یه خط نِوِشته
کآری کُنه که به
یه " رُمآن " فِکر کُنی

#yashmi
دیدگاه ها (۱)

میگـ ـَن بخـ ـند یآدِتـ میرھنمیـدونـ ـن مـ ـن تـ ـو اوجـ ـھ ...

•●♥️بعضی وَقتا خِیلی سَخته..... ⇨ •●♥️که پیش بقیه وانِ...

خخخ...

وَقتــے سـیــــگار مـیـڪِـشَـمتــــــو دود مـے بـیـنـے و ......

بیب من برمیگردمپارت :103میخواستم دوباره پتو رو بکشم رو خودم ...

رمان بغلی من پارت ۷۹ارسلان: براش یه سری چیزا براش فرستادم دی...

کیوت ولی خشن پارت ۲۴شب شد تو رفتی روی تخت دراز کشیدیا.ت تو ذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط