{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت : وقتی همسرم را انتخاب کردم ، در نظرم طوری بود که گوی

گفت : وقتی همسرم را انتخاب کردم ، در نظرم طوری بود که گویا خداوند مانندش را در دنیا نیافریده.

وقتی نامزد شدیم بسیاری را دیدم که مثل او بودند.

وقتی ازدواج کردیم ، خیلی ها را از او زیباتر یافتم.

چند سالی را که با هم زندگی کردیم ، دریافتم که همه زنها از همسرم بهترند.

شیخ گفت : آیا دوست داری بدانی از همه اینها تلخ تر و ناگوارتر چیست

گفت : آری ... 

شیخ گفت : اگر با تمام زنهای دنیا ازدواج کنی

احساس خواهی کرد که سگهای ولگرد محله ی شما از آنها زیباترند.

لبخندی زد و گفت : چرا این حرف را زدی؟

شیخ گفت : چون مشکل در همسر تو نیست ، مشکل اینجا است

که وقتی انسان قلبی طمع کار و چشمانی هیز داشته باشد و از شرم خداوند خالی باشد ، محال است

که چشمانش را بجز خاک گور چیزی دیگر پر کند.

آیا دوست داری دوباره همسرت زیباترین زن دنیا باشد؟

مرد گفت : بله !

#شیخ گفت:# #چشمانت را حفظ کن#



@,,,,,,D
دیدگاه ها (۲۰)

#تجربه_من ١١١۴#ازدواج_در_وقت_نیاز #فرزندآوری#دوتا_کافی_نیست#...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۲۲ سکوت سنگینی داخل ...

مردی گفت:وقتی همسرم را انتخاب کردم در نظرم طوری بود که گویا ...

مرد گفت: وقتی همسرم را انتخاب کردم، در نظرم طوری بود که گوی...

مرد گفت: وقتی همسرم را انتخاب کردم، در نظرم طوری بود که گوی...

مردی گفت:وقتی همسرم را انتخاب کردم،در نظرم طوری بودکه گویا ...

مردی گفت:وقتی همسرم را انتخاب کردم،در نظرم طوری بودکه گویا ...

مردی گفت:وقتی همسرم را انتخاب کردم،در نظرم طوری بودکه گویا ...

مردی گفت:وقتی همسرم را انتخاب کردم،در نظرم طوری بودکه گویا خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط