{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فردا که جمعه بیاید

فردا که جمعه بیاید
باز قرار است همه چیز هجوم بیاورد
بر سرِ لحظه هایم
باز قرار است از همان صبح
یادم بیاید که چقدر همه چیز
نیست
این روزها
قرار است غروب که شد
باز این بغضِ لعنتی
قل قلک بدهد سکوت
بی وقفه ام را .. .
شاید هم معجزه ای شود
تا چشمانم رو به این همه شومی باز می شود
تو نشسته باشی
تماشایم کنی
و بگویی
صبحِ جمعه ات بخیر
جانم
دیدگاه ها (۷)

یوسف زهرا در این کنعان کسی بیدار نیستخوابمان برده ست…در اینج...

حتی ممکن استاین شالگردناصلا خوب از آب در نیاید و تو را گرم ن...

بین من و دیدار تو راهی ست که دور استدیدار تو دور است و دل من...

می ترسم از آنچه در پس و پیشتر استاز زخم زبان که بدتر از نیشت...

سکوت پیست Part:¹ساعت روی ۹ صبح بود که گوشی کوفتیم صداش بلد ش...

آمدنش بهر چه بود؟ حیف‌المال! امضای قرارداد با کلارنس سیدورف...

تک پارتیآخرین تولد...آن روز؟روزی که بعد از آن دیگر هیچ لبخند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط