{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بهلول پای پیاده بر راهی می گذشت قاضی شهر او را دید و به ت

بهلول پای پیاده بر راهی می گذشت قاضی شهر او را دید و به تمسخر گفت :
شنیده ام الاغت سقط شده و تو را تنها گذارده است!
بهلول گفت: تو زنده باشی ،
یک موی تو به صد الاغ ندهم
دیدگاه ها (۱)

همواره این سخن لقمـــان حکیم را بیاد بیاوریم :شر با شر خاموش...

شبانه روز درنمازهایمانحداقل ۱۰ بار از خدا می‌خواهیم:🌿 اهدنا ...

#با_خودت_تکرار_کن امروز منتظر عالیترین اتفاقها هستم و مطمئنم...

باهم مهربان باشیم🤗

🎥 پل کالج تابه‌حال چنین جمعیتی ندیده بود #شکوه_جاودانگی ؛ ر...

او دوباره مشتش را گره کرد و ضربه‌ای به شانه جونگکوک زد، در ح...

رقص سایه‌ها | پارت ۲۱: پناهگاهِ شبصدایِ قدم‌هایِ سنگین و نور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط