قلبم ب تابانه بهانه س را میند ه بار سفر بسته و رفت
قلبم بے تابانه بهانه ے ڪسے را میڪند ڪه بار سفر بسته و رفته است.
رفته و چقدر زود از یاد برده ڪه
نگاهے بے صبرانه منتظر نگاه هاے اوست
ڪه چقدر آغوشے تشنه ے بغل هاے اوست
و این قلب دیوانه ے من باید رنج بڪشد و
صبورے ڪند.
تا از یاد ببرد صاحبش را.
تا عشقے ڪه سراسر وجودش را به لرزه مے انداخت را فراموش ڪند.
و فراموش ڪند ڪه روزے ڪسے بود
ڪه برایش زندگے بود.
رفته و چقدر زود از یاد برده ڪه
نگاهے بے صبرانه منتظر نگاه هاے اوست
ڪه چقدر آغوشے تشنه ے بغل هاے اوست
و این قلب دیوانه ے من باید رنج بڪشد و
صبورے ڪند.
تا از یاد ببرد صاحبش را.
تا عشقے ڪه سراسر وجودش را به لرزه مے انداخت را فراموش ڪند.
و فراموش ڪند ڪه روزے ڪسے بود
ڪه برایش زندگے بود.
- ۶.۷k
- ۰۵ مهر ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط