قلبم ب تابانه بهانه س را میند ه بار سفر بسته و رفت

قلبم بے تابانه بهانه ے ڪسے را میڪند ڪه بار سفر بسته و رفته است.
رفته و چقدر زود از یاد برده ڪه
نگاهے بے صبرانه منتظر نگاه هاے اوست
ڪه چقدر آغوشے تشنه ے بغل هاے اوست
و این قلب دیوانه ے من باید رنج بڪشد و
صبورے ڪند.
تا از یاد ببرد صاحبش را.
تا عشقے ڪه سراسر وجودش را به لرزه  مے انداخت را فراموش ڪند.
و فراموش ڪند ڪه روزے ڪسے بود
ڪه برایش زندگے بود.
دیدگاه ها (۴)

امروز یک نفر برایم اشتباهی فرستاد : کجایی ؟! "دلم هری فرو ری...

هم در غــروب مــنــم و هم در شــب هم در تــنــهایــے خــویــ...

كاش مے شد لحظه ها را پس گرفتعشق هاے بے صدا را پس گرفتيا ...

.از چه بنویسم؟؟؟!!!از قلبے ڪه مرا نخواست؟!یا قلبے ڪه او را خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط