اش م شد لحظه ها را پس گرفت

كاش مے شد لحظه ها را پس گرفت
عشق هاے بے صدا را پس گرفت
يا ورق زد كودكے را باز هم
روزهاے با صفا را پس گرفت
روی بودن يا نبودن خط كشيد
لطف بے حدّ خدا را پس گرفت
بار ديگر يك غزل را كوك كرد
قصه هاے آشنا را پس گرفت
انتهاے عشق را ول كرد و رفت
ابتداے ماجرا را پس گرفت
پرسه زد در كوچه ے ديروزها
باز آن حال و هوا را پس گرفت.
دیدگاه ها (۵)

قلبم بے تابانه بهانه ے ڪسے را میڪند ڪه بار سفر بسته و رفته ا...

امروز یک نفر برایم اشتباهی فرستاد : کجایی ؟! "دلم هری فرو ری...

.از چه بنویسم؟؟؟!!!از قلبے ڪه مرا نخواست؟!یا قلبے ڪه او را خ...

گفتم اے ساده دل ساده فراموشش كنتا كجا چشم بدین جاده فراموشش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط