{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب های زیادی

شب های زیادی
گمان می بردم صبح نخواهد آمد.
نور
اما همیشه با لبخندی بزرگ
تاریکی را در آغوش می گیرد.
چنان که گویی
هرگز آسمان خاموش نبوده ست.
روزهای سخت هم تمام خواهند شد!
تا آن زمان در قلبت شمعی روشن نگاه دار...




#معصومه_صابر
دیدگاه ها (۲)

دیگر از یک روز و لحظه ای به بعدهمه اضافی های زندگی ات را پاک...

اُمید چیست؟ همان سلاحی که میان درد هایمان جوانه میزند...

کمال در آخر نیستو آخر نیست که انسان تنی مُردنی داردو روزهایی...

من یه تک درختِ پیر شوره زار که پُر از رخوت و بیهودگی‌امتو پ...

⏝ׄ⏝⏝ׄ⏝‌꩜ @ارغوانم ꩜⏝ׄ⏝⏝ׄ⏝‌ارغوان،شاخه همخون جدا مانده منآسم...

منشورِ حَدِ بهرام محمدیدر انهدامِ بتِ پنهان و تأسیسِ نظمِ نو...

منشورِ حَدِ بهرام محمدیدر انهدامِ بتِ پنهان و تأسیسِ نظمِ نو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط