{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

شیطون کوچولوی من

« شیطون کوچولوی من »
فصل سوم
۳
( ترجیحاً اول ورق بزنید بعد بخونید)

ویو هیون جین:
(کلاغا خبر رسوندن دلتون تنگ شده🤫)

وارد اتاق میشوم...
تاریکی مطلق من رو در خودش فرو
می برد.
شمعی را روشن می کنم و جلوی تابلو می گذارم
عقب عقب میروم و به دیوار
تکیه میزنم
می‌توانم تا آخر عمرم به روبه رویم خیره شوم...اما من پادشاهم...
و فقط شب ها وقت آزاد دارم ..

در کتاب ها میگویند عشق زیباست..
دروغ نمی‌گویند
حقیقت دارد!
ولی این همه حقیقت نیست...
کسی نگفته است زیباییش می‌تواند به اندازه عمق عمیق ترین اقیانوس ها کشنده باشد..
کسی نگفته است زیباییش مانند چاقویی داغ در قلبت فرو میرود ....
درد دارد..
دردش زیباست...دردش کشنده است!
گویی هر روز به تعداد ثانیه ها میمیری...
اما مرگ بهتر است! تمام می‌شود! پایان همه چیز است!

درد عشق، که تمامی ندارد..

زانوهایم سست می‌شود و بر زمین
می افتم...

همیشه گفته آند..
مرد نباید ضعیف باشد!
مرد که گریه نمی‌کند!

اما من میتوانم هر روز ، هر دقیقه ، و هر ثانیه تا آخر عمرم اینجا بشینم و اشک بریزم
این بی انصافی است که فقط از الان تا زمان مرگم فرصت دارم!
کاش جاودانه بودم!
اینگونه تا ابدیت اشک می ریختم...

خنده دار است که می‌شنوم اطرافیانم می‌گویند:
اون داره به قوی ترین پادشاه دوره تبدیل میشه!
با این سن کمی که داره خیلی قدرتمنده!

اما نمی‌دانند من شب ها می گریم و صبح ها در انتظار شب میمانم تا اشک بریزم ....


( ایگنور نکنید😭 بیاید تو کامنتا یه سلامی چیزی بدید در جریان باشم می‌خونید😭)

#هیونجین #هوانگ_هیونجین #فیک
دیدگاه ها (۱۲)

پاشین بیاید تو کامنتا راجب فیکم حرف بزنید😭احساس کمبود ایده م...

اما هیچکس نگاه نمیکنه...میکنه؟#مود #موسیقی #کیپاپ #کیدراما #...

پارت چهاردهم

Part 13

part11🍥🎀#Stepfather#Stepfather#part11روی تخت نشوندش سریع حول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط