{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دوم

پارت دوم
که صدای در اومد اومد تهیونگ ویونا که دست پاچه شده بود مرفتن توی حموم که آت صداش در اومد
آت .داداش یونا الو کسی خونه نیست .
وآت میره توی اتاق هارو میبینه که صدای آب از اتاق تهیونگ و یونا میاد آت فکر میکنه که تهیونگ یا یونا حموم و میره توی آشپزخونه و تهیونگ ویونا نفش راحت میکشن و حموم میکنن ووقتی میان بیرون آت رو میبینن که داره آشپزی میکنه
آت. یونا چرا اسن چوری راه میری؟
یونا . پام خورد توی دیوار 😁
آت که میفهمه 😉

لایک ۱۵ تا کامنت ۲۰ تا
دیدگاه ها (۰)

برای نوشتن داستانی بر اساس این موقعیت‌های خاص، می‌توانیم یک ...

سلام به قشنگای من این رمانو که نوشتم در مورد خواهر جونگ کوک ...

ادامه پارت ۶لونها: اخخخخ ولم کنننن عمه کیم: موهاشو ول کن تهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط