{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

[پارت_3] [ من عاشق یک شرور شدم]

[پارت_3] [ من عاشق یک شرور شدم]

هدفون رو از روی گوشام روی گردنم انداختم و رفتم

سوار هواپیما شدم، سعی میکردم که صندلیم رو پیدا کنم

بعد از ابدیت پیداش کردم، روی صندلی نشستم

ایول کنار پنجره، آخ جونی آخ جونی آخ ژوننن

در ذهنم میگفتم، همیشه دوست داشتم وقتی با هواپیما مسافرت میکنم کنار پنجره بشینم، اما همیشه از شانس بدم هیچ وقت صندلیه کنار پنجره گیرم نمیومد

کمی صندلی رو خوابوندم تا راحت باشم، چشمام رو بسته بودم تا اینکه صدایی شنیدم

چشمام رو باز کردم و دیدم یَک پسر ژذابعلی کنارم روی صندلی نشست،

در ذهنم: ژوننن، بخوریمت😂
به بیرون از پنجره نگاه کردم و پیش خودم دعا میکردم که یچیزی بشه با پسره هم صحبت بشم، یا شاید شمارشو بگیرم

چشمم به بیرون از هواپیما خورد، هنوز بلند نشده بود، سرم رو به صندلی تکیه دادم و به ادمای بیرون از هواپیما نگاه میکردم، چه عجب من اروم بودم

یهو یادم اومد که میخواستم وقتی سوار هواپیما بشم به دوستم پیام بدم

صفحه چتمون رو باز کردم

من: پوفیوز جونم من سوار شدم

دوستم عح ممدعلی، خوبس

من: بل بل، راستی ی مانهوای جدید خوندم خیلی دوسش داشتم

دوستم: عو، بگو منم برم بخونمش

همیطوری شد که بحث منو دوستم در مورد مانهوا باز شد، بعد از دقایقی دیدم که هواپیما میخواست بلند بشه

من:عخشم هواپیما میخواد بلند بشه من برم دیگع

دوستم: کیوچه ای هواپیما میخواد بلند شه، تو که نمیخوای، درضمن تو داخل هواپیمایی چیکار به بلند شدنش

من: عیزم خو میخوام وقتی بلند شد اطراف را بنیگرم، بخورم، بخوابم

دوستم: خعلی بی تر ادبی ولی اوک خورافظ😂
°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
چطوره؟
ببینین چه بشه خوفیم دوتا پارت دادم😂🎀 (شاید پارت دیگه رو هم الان بنویسم)😂🤧
دیدگاه ها (۴)

[پارت 4] [من عاشق یک شرور شدم]گوشیم رو داخل جیبم گذاشتم و به...

بسی حق😂

#پارت_2 #من_عاشق_یک_شرور_شدمبه داخل اتاقم رفتم، چون هیچ وقت...

استخفرلا🤧🎀😂

[☆part¹⁷☆]با کفشای مردونه دم در روبه‌رو شدم،مشکوک بود،دوتا ل...

پارت ششم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط