{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

[پارت 4] [من عاشق یک شرور شدم]

[پارت 4] [من عاشق یک شرور شدم]

گوشیم رو داخل جیبم گذاشتم و به بیرون نگاه میکردم، ابر ها جلوی دیدم رو از زمین میگرفتن

از کوله پشتیم که جلوی پام بود یک بطری آب هلو در اوردم، لیوانی برداشتم و ریختم،

لیوان رو به سمت همون پسره گرفتم و گفتم

من: آمم...میخوری؟

اون مردیکه:...آره، یکم

اروم باشه ای گفتم و لیوان رو به سمت او گرفتم، اما از شانسم هواپیمای کوفتی به دلیل نمدونم چیچی تکون خورد و باعث شد که بریزه روی لباس پسره

پسره: وایی!! چی کار کردیی!!

من: عکساشو پاره کردم، نامه ها شو پاره کردمم

وی در این موقعیت هم دست از دلقک بودن برنمیدارد، دیدم که پسره بیشتر عصبانی شد

من: چیه خو، من از کجا میدونستم که قرار هواپیما تکون بخوره

پسره: میتونستی حداقل کمی اون ور تر بگیریش!!

من: خب خیلی سریع اتفاق افتاد فرصت ری اکشن نشون دادن بهش رو نداشتم

دیدم که پسره با حرص دستمال کاغذی گرفت و سعی کرد لکه رو پاک کنه، آخی طفلی لباسش سفید هم بود

البته داشتم زر میزدم، راحت میتونستم دستم رو کنار بکشم تا نریزه روش، تکون خوردن هواپیما انچنان هم شدید نبود، در کل از عمد حتی کمی دستم رو کج کردم که بردار
چیکار کنم کرم دارم

زیر لب کمی خندیدم و دوباره به صندلی تکیه دادم، هدفونم رو روی گوشم گذاشتم که فیلم نگاه کنم تا وقتی که به ژاپن برسم
°°°°°°°°°°°°°
چطوره؟
دیدگاه ها (۱۰)

بسی حق😂

گالری من هماکنون: اشی کارا اشی کارا ع ع ع ع.... هووو یهههه ...

[پارت_3] [ من عاشق یک شرور شدم]هدفون رو از روی گوشام روی گرد...

#پارت_2 #من_عاشق_یک_شرور_شدمبه داخل اتاقم رفتم، چون هیچ وقت...

“𝐋𝐚𝐮𝐫𝐚’𝐬 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭, 𝐎𝐮𝐫 𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲”Part ⁵لورا ویو:پسره چند قدم به س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط