{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زیبا ترین رویا p26

زیبا ترین رویا p26
ا.ت:عع چرا به اونجام دست میزنی*گوجه
کوک:میخواستم کمکت کنم که نیوفتی وگرنه سرت میشکست*خجالت
تهیونگ:به به دوتا مرغ عاشقققق چقدرم بهم میاین
کوک و ا.ت:ما عاشق همدیگه نیستیم
ته:باشه...چرا هستین*آخرش رو زیر لب گفت
جونگکی:بریمممم...سینماااا
هانول:عررر
میا:ژانرش چطوری باشه از نظرم ترسناک عالیه
شوگا:آفرین تو مثل خودمی عشق چیه باباااا
نایون و جیهوپ و ته و جونگکی:عاشقانه بهتره
ا.ت:کاپلا میخوان عاشقانه ببینن من که عاشقانه میگم
کوک:من نمیتونم عاشقانه ببینم
ا.ت:چراااا
کوک:چون تحریک میشم
جونگکی:واییبی واقعا*ذوق زده
دم گوش تهیونگ پچ پچ کرد و باهم تصمیم گرفتن
هانا:عاشقانه بهتره
رفتیم سینما یه فیلم انتخاب کردیم خیلی اسمات بود ژانرش الان همشون کوک رو میزارن پیشم وای
رفتیم من با استرس به صحنه نگا میکردم همه جا خالی بود کوک اوند کنارم
ا.ت:تحریکی*ترس کیف رو میکنه رو صورتش
کوک:نه صحنه هنوز شروع نشده*آرامش
ا.ت:تو واقعا میخوای تحریک بشییی آخه فوبیای مننن*ترس
جونگکی:الکی نگووو فوبیای تو حشره هاست*یدونه زد کله‌ی ا‌ت
ا.ت:*داد*بهم دست نزننن*عصبی*
جونگکی:باشه بابا...پریود وحشی*آخرش رو دم گوشش گفت

بقیش پارت بعد میزارم ننم نمیزاره خداااا
دیدگاه ها (۹)

احساساتم

به به چه چیزی

زیبا ترین رویا p25صبح:ویو ا.ت:از خواب که بیدار شدم هوا زیاد ...

میگم...چطوره تو کامنتا بگینروزی چنتا پارت از فیک "زیبا ترین ...

پارت ۴🖤❤️خوناشام جذاب من❤️🖤جونگ کوک: امممم آره ا/ت : شغلت چی...

"سرنوشت "فصل ۲ P,8...ا/ت : حیحی .... شما ها لباس نمیخاین ؟؟....

ویوی کوک از اون روز به بعد تصمیم داشتم که ا. ت رو خونه تنها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط