📔 #تیکه_کتاب
📔 #تیکه_کتاب
ناگهان صبحگاهی از خواب بیدارشدم و تو اولین چیزی کهبهذهنم میآمد، نبودی.
به بیرون ازپنجره نگاه انداختم وفکرکردم که چه روز خوبیست، تا اینکه فکرکنماز زمانیکه رفتهای، چقدر شکسته ام.
تو هنوز همانجا بودی، در پس ذهنم.
ولیاولین چیز نبودی.
اسم اینو پیشرفت گذاشتم.
ناگهان صبحگاهی از خواب بیدارشدم و تو اولین چیزی کهبهذهنم میآمد، نبودی.
به بیرون ازپنجره نگاه انداختم وفکرکردم که چه روز خوبیست، تا اینکه فکرکنماز زمانیکه رفتهای، چقدر شکسته ام.
تو هنوز همانجا بودی، در پس ذهنم.
ولیاولین چیز نبودی.
اسم اینو پیشرفت گذاشتم.
- ۴۳۷
- ۰۵ اسفند ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط