معجزه
معجزه
p⁵
هانول:عاها باشه تو این سنت نمیخواد درگیره این کارا بشی درساتو بخون..مدرسه من از این وره مال تو کجاس
جیمین:مال من روبهروی مدرسه توعه
هانول:عههه پس چرا اصن ندیدمت
جیمین:من سریع میرفتم میومدم
هانول:عاها من باید برم دیرم میشه بعد مدرسه میبینمت
جیمین:باشه خدافظ
هانول:خدافظ
..
سوجین:هانولللل
هانول:سوجیناااااا خوبی چه خبر
سوجین:ببین چی دستمههه
هانول:چیهه
سوجین:نامههه
هانول:جدیییی کیییی بت اعتراف کرده
سوجین:بازش نکردم منتظر بودم تو بیای
هانول:باشه بیا بریم تو کلاس
توی کلاس*
هانول:خب بازش کن
سوجین:باشه...عههه اسمشو که ننوشته
هانول:حالا بخون ببین چی نوشته
سوجین:بین این همه ستاره،در دبیرستان جیانگ(مثلا اسم دبیرستانه)توانستم ستارهی خود را پیدا کنم!ستاره ای که در وصف زیبایی او کلمه کم میآورم پارک سوجین افتخار اینکه ستارهام شوی و من ماهت را به من میدهی؟!
بابت ننوشتن اسمم متأسفم تنها چیزی که میتونم بگم مدرسه روبهروتون هستم! ممنون که ناممو خوندی♥️
هانول:پشممااامممم فک کنم به شاعری خیلی علاقه داره چقد ادبی نوشته گف مدرسه روبهرو وایییی سوجینااا باید یه چیزی بت بگم
سوجین:چییی
هانول:(کل ماجرای جیمین رو تعریف کرد)
سوجین:پشماااممم چقد زود اعتماد کردی
هانول:چرا همتون همینو میگین
سوجین:چون حقیقته..حالا چه ربطی به مدرسه روبهرویی داره؟
هانول: مدرسهش همونچاش
سوجین:عههه چه خوب
هانول:واسه اون پسرم باید پرسوجو کنیم
سوجین:اوهوم
هانول:فک کنم شعر زیاد میگه یا علاقه داره یا میتونه خجالتی باشه که که اسمشو ننوشته باشه
سوجین:عااا آره میتونه
هانول:بیا بریم پرسوجو کنیم
سوجین:مثل اینکه بیشتر از من مشتاقی
هانول:راستش آره بیا بریم
مدرسه جیمین*
جیمین:سلام
یونگی:سلااامم خوبی
جیمین:آره تو خوبی
یونگی:خوبم حدس بزن چیشده
جیمین:چیییی
یونگی:بالاخره اعتراف کردم
جیمین:رو در رو؟؟
یونگی:عههه راستش نه نامه دادم
جیمین:ریدی
یونگی:عههه خب اگه ردم کنه چییی نمیخوام رو در رو رد شم پشت نامه بهتره حالا منو ول کن تو چه خبر مامان بابات راضی نشدن
جیمین:خبر دارم پشم ریزون
یونگی:قبول کردن؟؟؟
جیمین:(کل ماجرا و تعریف کرد)
یونگی:چه شانسی داری پدصگ
جیمین:چی میگی بابا تازه منو دیدن چجوری بم اعتماد کردن اصن خوب نیس که باهاشون زندگی کنم
یونگی:خاک تو سرت ببین من نمیگم سو استفاده کن میگم شانس درو خونه ادمو یه بار میزنه بجای اینا میتونی براشون جبران کنی ولی خب بازم خوش به حالت حالا مدرسش کجاس؟
جیمین:همین روبهرو
یونگی:همین دبیرستان جیانگ؟؟
جیمین:اره چطور؟
یونگی:....
..................................................
اینم بعدی
پروفم عوض شد
حمایت:انرژی و انگیزه برای پارت های دیگه ♥️
p⁵
هانول:عاها باشه تو این سنت نمیخواد درگیره این کارا بشی درساتو بخون..مدرسه من از این وره مال تو کجاس
جیمین:مال من روبهروی مدرسه توعه
هانول:عههه پس چرا اصن ندیدمت
جیمین:من سریع میرفتم میومدم
هانول:عاها من باید برم دیرم میشه بعد مدرسه میبینمت
جیمین:باشه خدافظ
هانول:خدافظ
..
سوجین:هانولللل
هانول:سوجیناااااا خوبی چه خبر
سوجین:ببین چی دستمههه
هانول:چیهه
سوجین:نامههه
هانول:جدیییی کیییی بت اعتراف کرده
سوجین:بازش نکردم منتظر بودم تو بیای
هانول:باشه بیا بریم تو کلاس
توی کلاس*
هانول:خب بازش کن
سوجین:باشه...عههه اسمشو که ننوشته
هانول:حالا بخون ببین چی نوشته
سوجین:بین این همه ستاره،در دبیرستان جیانگ(مثلا اسم دبیرستانه)توانستم ستارهی خود را پیدا کنم!ستاره ای که در وصف زیبایی او کلمه کم میآورم پارک سوجین افتخار اینکه ستارهام شوی و من ماهت را به من میدهی؟!
بابت ننوشتن اسمم متأسفم تنها چیزی که میتونم بگم مدرسه روبهروتون هستم! ممنون که ناممو خوندی♥️
هانول:پشممااامممم فک کنم به شاعری خیلی علاقه داره چقد ادبی نوشته گف مدرسه روبهرو وایییی سوجینااا باید یه چیزی بت بگم
سوجین:چییی
هانول:(کل ماجرای جیمین رو تعریف کرد)
سوجین:پشماااممم چقد زود اعتماد کردی
هانول:چرا همتون همینو میگین
سوجین:چون حقیقته..حالا چه ربطی به مدرسه روبهرویی داره؟
هانول: مدرسهش همونچاش
سوجین:عههه چه خوب
هانول:واسه اون پسرم باید پرسوجو کنیم
سوجین:اوهوم
هانول:فک کنم شعر زیاد میگه یا علاقه داره یا میتونه خجالتی باشه که که اسمشو ننوشته باشه
سوجین:عااا آره میتونه
هانول:بیا بریم پرسوجو کنیم
سوجین:مثل اینکه بیشتر از من مشتاقی
هانول:راستش آره بیا بریم
مدرسه جیمین*
جیمین:سلام
یونگی:سلااامم خوبی
جیمین:آره تو خوبی
یونگی:خوبم حدس بزن چیشده
جیمین:چیییی
یونگی:بالاخره اعتراف کردم
جیمین:رو در رو؟؟
یونگی:عههه راستش نه نامه دادم
جیمین:ریدی
یونگی:عههه خب اگه ردم کنه چییی نمیخوام رو در رو رد شم پشت نامه بهتره حالا منو ول کن تو چه خبر مامان بابات راضی نشدن
جیمین:خبر دارم پشم ریزون
یونگی:قبول کردن؟؟؟
جیمین:(کل ماجرا و تعریف کرد)
یونگی:چه شانسی داری پدصگ
جیمین:چی میگی بابا تازه منو دیدن چجوری بم اعتماد کردن اصن خوب نیس که باهاشون زندگی کنم
یونگی:خاک تو سرت ببین من نمیگم سو استفاده کن میگم شانس درو خونه ادمو یه بار میزنه بجای اینا میتونی براشون جبران کنی ولی خب بازم خوش به حالت حالا مدرسش کجاس؟
جیمین:همین روبهرو
یونگی:همین دبیرستان جیانگ؟؟
جیمین:اره چطور؟
یونگی:....
..................................................
اینم بعدی
پروفم عوض شد
حمایت:انرژی و انگیزه برای پارت های دیگه ♥️
- ۷.۵k
- ۱۸ آذر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط