سال رویایی
سال رویایی
پارت ۱۹
ههاین: هیچی. به اون دوتا اخطار دادم دیگه سمتت نیان.
سهمی: ربطی نداره. همش تقصیر باباعه.
ههاین: بابا؟ چه ربطی به اونا داره؟
سهمی: خب اون...اون به اون دو تا قلدر اسکل گفته منو گروگان بگیرن.
ههاین: (خنده) واقعا هر چیزی رو که میشنوی باور میکنی؟
سهمی: مگه چیه؟
ههاین: اونا از نقطه ضعفت استفاده کردن.
سهمی: اوه.
ههاین: خب من دیگه میرم.
سهمی: وایسا. سونگمین گفت تو معلم الانمونی.
ههاین: آهان. این...موقتیه. فقط یه ماه.
سهمی: حالا چرا اومدی؟ من الکی بهشون گفتم که زیر نظرتون داره.
ههاین: خاک تو سرت اسکل. برای اینکه تو رو زیر نظرم داشته باشم، اومدم.
سهمی: (خنده) پس بیخیال الکی بهشون گفتم.
ههاین: خب من دیگه میرم.
سهمی: باشه.
[سهمی] تا دو دقیقه دراز کشیدم زنگ در خونه رو زدن.
سهمی: اوه. احتمالا یه چیزی جا گذاشته.
[سهمی] در رو باز کردم.
سهمی: چی. تو...
که یهو...
خوبه؟😅
پارت ۱۹
ههاین: هیچی. به اون دوتا اخطار دادم دیگه سمتت نیان.
سهمی: ربطی نداره. همش تقصیر باباعه.
ههاین: بابا؟ چه ربطی به اونا داره؟
سهمی: خب اون...اون به اون دو تا قلدر اسکل گفته منو گروگان بگیرن.
ههاین: (خنده) واقعا هر چیزی رو که میشنوی باور میکنی؟
سهمی: مگه چیه؟
ههاین: اونا از نقطه ضعفت استفاده کردن.
سهمی: اوه.
ههاین: خب من دیگه میرم.
سهمی: وایسا. سونگمین گفت تو معلم الانمونی.
ههاین: آهان. این...موقتیه. فقط یه ماه.
سهمی: حالا چرا اومدی؟ من الکی بهشون گفتم که زیر نظرتون داره.
ههاین: خاک تو سرت اسکل. برای اینکه تو رو زیر نظرم داشته باشم، اومدم.
سهمی: (خنده) پس بیخیال الکی بهشون گفتم.
ههاین: خب من دیگه میرم.
سهمی: باشه.
[سهمی] تا دو دقیقه دراز کشیدم زنگ در خونه رو زدن.
سهمی: اوه. احتمالا یه چیزی جا گذاشته.
[سهمی] در رو باز کردم.
سهمی: چی. تو...
که یهو...
خوبه؟😅
- ۱.۵k
- ۱۱ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط