هرجا چراغی روشنه
هرجا چراغی روشنه
از ترس تنها بودنه
ای ترس تنهای من
اینجا چراغی روشنه
اینجا یکی از حس شب
احساس وحشت میکنه
هرروز از فکر سقوط
با کوه صحبت میکنه
جای که من تنها شدم
شب قبله گاه اخره
اینجا تو این قطب سکوت
کابووس طولانی تره
من ماه میبینم هنوز
این کور سوی روشنو
اینقدر سو سو میزنم
شاید یه شب دیدی منو
روزبه بمانی....
از ترس تنها بودنه
ای ترس تنهای من
اینجا چراغی روشنه
اینجا یکی از حس شب
احساس وحشت میکنه
هرروز از فکر سقوط
با کوه صحبت میکنه
جای که من تنها شدم
شب قبله گاه اخره
اینجا تو این قطب سکوت
کابووس طولانی تره
من ماه میبینم هنوز
این کور سوی روشنو
اینقدر سو سو میزنم
شاید یه شب دیدی منو
روزبه بمانی....
- ۳.۰k
- ۱۷ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط