{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد از اون اتفاقا،

بعد از اون اتفاقا،
شد یه دختر منطقی، یکی که رو احساساتش پا میزاره.فقط با عقل میره جلو.یکی که خواهر برادر که نداشت، هیچ، دیگ هیچ دوستی هم نداشت...همه رو کنار گذاشت، البته بماند که دیگه کسی هم اصرار نکرد واسه موندن کنارش.دیگ هیچی اهمیت نداره براش فقط به فکر خوشحال کردن پدرمادرشه کسایی که تمام امیدشون اونه...کسایی که میخان درس بخونه و خوشبخت شه.خسته از همه.صبح تا شب تو یه چاردیواری تنها....
نمیدونه تهش چی میشه...داره کجا میره این مسیری که انتخاب کرده ولی ادامه میده با قدرررت....
دیدگاه ها (۲)

عشق یا نفرت بعد از مدت هاااا

سناریو مایکی{جنگل چشمات}خیلی آروم پاکش کرد. و بعد چشماشو بست...

#بخون تا اخریه دختری بود که تو خانواده اش همیشه گرفته بود با...

به سلامتے بسرے که موقع خدافظے به دوست دخترش گفت:اگه برے میشے...

به سلامتے بسرے که موقع خدافظے به دوست دخترش گفت:اگه برے میشے...

به سلامتے بسرے که موقع خدافظے به دوست دخترش گفت:اگه برے میشے...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط