ناصرالدین شاه شیری داشت که هر هفته یک گوسفند جیره داشت.

ناصرالدین شاه شیری داشت که هر هفته یک گوسفند جیره داشت.
به شاه خبردادند که چه نشسته ای که نگهبان شیر، یک ران گوسفند را می برد.
شاه دستور داد نگهبانی مواظب اولی باشد. پس از مدتی آن دو با هم ساختند و علاوه بر اینکه هر دو ران را، می بردند دل و جگر را هم می خوردند.
شاه خبردار شد و یکی از درباری ها را فرستاد که نگهبان آن دو باشد. این یکی چون درباری بود دو برابر آن دو، بر می داشت.
پس از مدتی به شاه خبردادند؛ جناب شاه، شیر از گرسنگی دارد می میرد.
جستجو کردند و دیدند که این سه با هم ساخته اند و همه اندام های گوسفند را می برند و شیر بیچاره فقط دنبه گوسفند برایش می ماند، شاه ناچار هر سه را کنار گذاشت و گفت: اشتباه کردم. یک نگهبان دزد بهتر از سه نگهبان دزد بود...

((در راستای تشکیل نهاد ویژه مبارزه با مفساد اقتصادی))
دیدگاه ها (۲)

ناصرالدین شاه شیری داشت که هر هفته یک گوسفند جیره داشتبه شاه...

ناصرالدین شاه ' شیری داشت که هر هفته یک گوسفند جیره داشت۰به ...

ناصرالدین شاه شیری داشت که هر هفته یک گوسفند جیره داشتبه شاه...

#حکایت ناصرالدین شاه شیری داشت که هر هفته یک گوسفند جیره داش...

ناصرالدین شاه شیری داشت که هر هفته یک گوسفند جیره داشت. به ش...

🌷 🌷 🌷 ناصرالدین شاه شیری داشت که هر هفته یک گوسفند جیره داشت...

#بدانیم..ناصرالدین شاه شیری داشت که هر هفته یک گوسفند جیره د...

دو چیز هلاک کننده:شخصی کوزه شیری داشت که می خواست به شهر ببر...

داستان شیر آب!آیا میدانید چرا به لوله ای که آب از آن خارج می...

عنوان: داستان اینکه چرا به لوله ای که آب از آن خارج می شود ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط