{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*راز دل*

*راز دل*


کیهان:
ماه وش : درگیر بود .
خندیدم وگفتم : خوب پاشو با هم بریم تو هم تنها نباشی
ماه وش: نه نمیام
- اون دفه که اومدی
ماه وش لبخندی زدوگفت : حالا یه وقت دیگه
خندیدم وگفتم : از اول بگو چته خجالتی
چشاشو برام در آورد خندیدم وبرگشتم تو آب وقتی خسته شدم برگشتم وگفتم : بریم که می دونم این بار بدجور سرما می خورم
لباسهام رو پوشیدم ونشستیم تو ماشین از سرما دندونام بهم می خورد ماه وش بهم می خندید بخاری روزدم وگفتم : کی هوا اینجوری سرد شد
ماه وش :شماله دیگه ولی انقدرها هم سرد نیست
- می دونی چرا سرده
ماه وش : چرا
- چون تو ازم دوری .
دستشو انداخت دور گردنم برگشتم بوسیدمش
ماه وش : حواست به رانندگیت باشه بچه
خندیدم ونگاش کردم وگفتم : من بچه ام
ابرو بالا انداخت وگفت : نچ منظورم این بودکه....
- که چی ؟!
ماه وش : منظورم اینه هواست به رانندگیت باشه
- چشم امردیگه ای نداری
لبخند زدودستمو گرفت وگفت :خیلی خوبی کیهان
دستمو دورش شونه اش انداختم وتو سرشو بوسیدم
- تو هم خیلی خوبی
این آرامشو هر دوتامون دوست داشتیم نباید اجازه می دادم کسی خرابش کنه
دیدگاه ها (۳)

*راز دل*ماه وش : براش شیرشکلات درست کردم ورفتم بالا دراتاقش ...

*راز دل*کیهان: کارم تموم شده بود ساعت رو نگاه کردم همینکه خو...

*راز دل* کیهان: مامان بغلم کرد وبوسیدم با دستاش صورتمو قاب گ...

*راز دل*کیهان: پویا دستی به شونم زد وگفت : نگران نباش کیهان ...

اشتباه من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط