{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا به دلت پیوند بزن

مرا به دلت پیوند بزن
در نگاهم 
تصویر زنیست
خسته از بی تابی عمر 
از نشست یک آغاز
لبخند های فریفته
درنگاهم 
صبر یک درد
تحمل یک سرنوشت 
وسراب یک رویا 
موج میزند
در نگاهم خیره شو
روح روحانی در من نزول کرده
سقط شده جهالت بی مهری
من اینک در آستانه ی
ترنم یک سپیده بر لبانم
لبخند را به اسارت میکشم 
و اشک را برای حضور تنهایی
در خودم میکشم،
دموکراسی ،،،
خاموش شده درتنم
و خشکیده معجزه در نگاهم
تن را به سپیدی آب می سپارم
ورویای زنانه ام را
 با قطره های باران
 سیراب میکنم
من زنم ...
روح آزاد ی
 در من اسیر است 
 سرم را لچکهای هوس پوشانده
وتن تشنه ام را 
استثمار کرده
 شرافت یک مرد
من یک زنم 
و روحم
 در سنت می سوزد...!
دیدگاه ها (۱۲)

دلم بهانه می خواهد برای بودنپاییز هم از راه  رسید فصلی از فص...

موهایم را کوتاه می کنماشکهایم از نبودنتخبر می دهنداز نگاهی ک...

شعرهایم بی قراری میکنند          با چشمهایت عشق بازی میکنند ...

مرا... میان مرز چشمانت پناه بدهبا آغوشت اسیرم کن به استثمار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط