آرام آرام شروع میشود...

آرام آرام شروع میشود...
نمیدانم از کجاست...
شاید از انگشتان پا...
حالت عجیبی است. شبیه قبض روح. جانت به لبت آمده تا بفهمی چه میگویم؟
آرام آرام شروع میشود. و تو مسخ میشوی.
شبیه یک تکه عضو زنده که فریز میشود تا یک روز، شاید یک روز دوباره پیوند بزنی...
چه چیز را؟
نمیدانم...
آرام آرام شروع میشود. فراموش میشوی. در بین انجماد بی بدیل پاییزی، تنها مردمکهایی گشاد شده، دوخته شده به سرنوشت...
آدمهای رو به احتضار را دیده ای؟
چشمهایشان باز است...
انگار چیز عجیبی دیده اند.
ببند چشمهایم را قبل آنکه این پلکها خشک شوند و اثر مرگی تدریجی بماند روی تصویرم...
آرام آرام شروع شد.
فراموشی.
همین
#الهام_جعفری
#ممنوعه
دیدگاه ها (۲)

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

In the Embrace of DarknessPART 2صبح روز بعد...جونگ‌کوک جلوی ...

عشق چیست .

درخواستی جونگکوک پارت اول آفتاب ظهر آرام روی شاخه‌های سبز پا...

The eyes that were painted for me... "چشمانی که برایم نقاشی ...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 59✦....

«آخرین امید من»اتاق تمرین ساکت و خالی بود، فقط نور ملایم چرا...

با اینکه بیست روز از پاییز گذشته بود اما هوا همچنان گرم بودب...

پارت دوم کشیش پیر، نگاهش را مثل سوزن تیز کرد: «دیده شدن، همی...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون 𝗣𝗔𝗥𝗧 : 139✦..................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط