{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مامی کوچولو

مامی کوچولو

پارت 10

رفتم آب خوردم سکسکم
بند اومد
بعدش سوجون اومد
بهم گفت که کار دار
سرم خیلی شلوغ بود
هفته بعد

این چند روز خیلی خیلی کار دارم
ولی نمیتونم به بچه ها برسم و باهاشون وقت بگذرونم
جنگکوک هم هر روز بایه
دختر و این منو آزار میده
ولی خوب من حتی به ضور
آجوما
غذا میخورم امروز تازه کارم تموم شد
رفتم پاین و یه دختر رو دیدم یه عالمه آرایش داشت
یه لباس خیلی باز ببین خیلی باز پوشیده بود
و روی پای جنگکوک نشسته بود
عصابم خورد شد رفتم جلو و..........
دیدگاه ها (۲)

مامی کوچولو پارت 9کل خونه ساکت شد آجوما همدست از زدن برداشتب...

پارت ۶ ات =اجوما اجوما =سلام خوبی دخترم ات =خوبم اجوما =دختر...

شغل پنهان

اون مال منه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط