سناریو وقتی از بیرون برگشتی و میبینی با بچه تون همه خونه

سناریو وقتی از بیرون برگشتی و میبینی با بچه تون همه خونه رو زدن بهم


نامجون : وقتی از بیرون برگشتی دیدی که دارن کتاب خونه رو به کمک هم تمیز میکنن و قفسه های کتاب رو تمیز میکنن (نامی و این حرفا و کارها ؟)



جین : وقتی برگشتی بوی خیلی خوبی توی فضای خونه پیچیده بی سرو صدا وارد آشپز خونه میشی و میبنی که بچتون روی یکی از کابینت ها نشسته و جین هم داره هویج خرد میکنه ( در کل جین خانوم خونس و خونه تمیزه😂🫠)



شوگا : همه جای خونه رو با بچه تون زدن بهم وقتی میای خونه میبنی و عصبانی میشی و شوگا بهت میگه: ببخشید دیگه خونه جمع کن من خسته شدم میرم با دختر خوشگلم بخوابم
و توهم از حرص گریه ات میگیره و خونه رو جمع میکنی و ازش قهر میکنی ولی میاد منت کشی ا عذرخواهی می بخشیش


جیهوپ: میای خونه جیهوپ بچتون رو می‌خوابونه و بهت کمک میکنه و همه‌جا رو تمیز میکنید


جیمین : همه جا تمیزه بجز اتاق خواب و بالشت های پاره و پوره چون تو اتاق خواب با بالشت ها بازی کردند


تهیونگ : وارد خونه میشی و میبنی که هنوز هم دارن بازی میکنی ولی وقتی کفش هات رو عوض کردی چشمت به خونه افتاد و جیغ خفیفی کشیدی که تهیونگ خنده ای بلند سر داد و دخترتون رو گرفت بغلش و فرار کرد تو بدو تهیونگ بدو آخرش خودش رو میندازه رو کاناپه توهم بچتون رو قلقلک میدی و بعد به کمک هم سه تایی خونه رو تمیز میکنید



کوک: خونه به آتیش کشیده شده و کوک و بچت کنار آتش نشان ها وایستادن
کوک: فکر کنم خیلی گند زدیم بابایی مامان میکشتمون
بچه: بابا شب حالا کجا بخوابیم
کوک: سوال خوبیه
و این بحث ادامه داره

اینجا اصکی از همه ی ویدیو ها و متناسب ممنونه خواهش میکنم اصکی نرید که گزارش میشید اونم از ۱۲ جا🚫🚫
دیدگاه ها (۰)

سناریو وقتی صدای باند ها رو تا آخر بلند میکنی و می‌رقصی نامج...

سناريو وقتی پشت فرمون نشستن و ما هعی اسرار میکنیم بریم بغلشو...

#سناریو (وقتی یه آرمی هستیم و میگیم خودتو معرفی کن) نامی: خب...

#سناریو ( وقتی به افق خیره شدی و میشه گفت از ماتریکس خارج شد...

سناریو [درخواستی]وقتی دختر ۱۴ سالتون رو با دوست پسرش میبینین...

سناریووقتی یهو میری پیشش و محکم بغلش میکنی و گریه میکنی ❤️‍🩹...

آبنبات تلخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط