{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یارو با رفیقش شب میرن خونه آخونده می خوابن...

یارو با رفیقش شب میرن خونه آخونده می خوابن...
به رفیقش میگه: صبح واسه نماز بیدارم كن
صبح كه رفیقش بیدارش میكنه بجاي كلاه اشتباهی عمامه آخونده رو سرش میذاره میره دستشویی!
تو آینه خودشو می بینه میگه: عجب رفیق خری دارما!
گفتم منو بیدار كن، حاج آقا رو بیدار كرده!!!
دیدگاه ها (۶)

رمان :آیدل من پارت :«1»ویو «ا/ت» صبح با صدای کیتی که داشت خو...

سناریو بلولاککککککک/قفل آبی

سناریو بلولاک/:قفل آبی

یوکی با چشمای گرد به گیو نگاه میکنه و سعی میکنه فکر نکنه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط