می روم تا جان دهم در راه تو
می روم تا جان دهم در راه تو
من که افتادم شبی در چاه تو
همچو یوسف نیستم بر کاروان
قعر چاهی مانده ام با آه تو
در همین چاه تو میسوزم ولی
تا ابد مانم سرِ درگاه تو
طرّه ی مویت به شانه می کشم
با خیالِ رخصتِ کوتاهِ تو
من که افتادم شبی در چاه تو
همچو یوسف نیستم بر کاروان
قعر چاهی مانده ام با آه تو
در همین چاه تو میسوزم ولی
تا ابد مانم سرِ درگاه تو
طرّه ی مویت به شانه می کشم
با خیالِ رخصتِ کوتاهِ تو
- ۶.۳k
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط