هر نفس آید تو را جوید نشان
هر نفس آید تو را جوید نشان
نام تو با هر گلی آرد عیان
هر دوچشمانم بسوی ماه توست
روشنی ده بر من و فصل خزان
پرده افتاد و هویدا رازِ دل
گشته ام رسوای عشقت بی امان
سر به هر کوهی نهم آنجا توئی
گو که دل بردی میان کهکشان
چونکه خوابیدم بخوابم میروی
وقت بیداری چرا گردی نهان؟
تا دمِ آخر به پایت مانده ام
ای طلوع من ، غروب من ، بمان
نام تو با هر گلی آرد عیان
هر دوچشمانم بسوی ماه توست
روشنی ده بر من و فصل خزان
پرده افتاد و هویدا رازِ دل
گشته ام رسوای عشقت بی امان
سر به هر کوهی نهم آنجا توئی
گو که دل بردی میان کهکشان
چونکه خوابیدم بخوابم میروی
وقت بیداری چرا گردی نهان؟
تا دمِ آخر به پایت مانده ام
ای طلوع من ، غروب من ، بمان
- ۶.۴k
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط