{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر نفس آید تو را جوید نشان

هر نفس  آید  تو را جوید نشان
نام  تو  با  هر گلی   آرد   عیان
هر دوچشمانم  بسوی ماه توست
روشنی ده بر من و فصل خزان
پرده   افتاد  و هویدا  رازِ    دل
گشته ام رسوای عشقت بی امان
سر  به  هر کوهی نهم آنجا توئی
گو  که  دل  بردی  میان کهکشان
چونکه خوابیدم بخوابم میروی
وقت  بیداری   چرا  گردی نهان؟
تا  دمِ  آخر  به  پایت  مانده ام
ای طلوع من ، غروب من ، بمان
دیدگاه ها (۵)

می روم تا جان دهم در راه تومن که افتادم  شبی در چاه توهمچو ی...

دلبری کُن  تا دلم  در دستِ توستنوش دارویم به روی شَست توستدل...

ناگهان اشکی چکید و بغض دیرینم شکستگریه کردم، آن سکوت سرد و س...

جان در پی عشقِ تو بُرون خواهم کرد    مجنون شُده و سر به جنون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط