{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میان رفیقان و نارفیقان

میان رفیقان و نارفیقان
چشمم به چیزی افتاد که برایم
آشنا نبود ...
چیزی دیدم که دلم نمیخواست. ..
کسی بود که دوستش نداشتم ...
خط نگاهم به آینه بود و
مات مانده بودم...
میان آینه مردی بود که خودش نبود! !!
کسی بود که تمام شده بود ...
چیزی از من نبود ...
خستگی هایش ...
دلتنگی هایش ....
درد و رنجش...
چیزی برای منه من نبود ...
بادیدن خودم ....
فهمیدم خودم دیگر نیستم ...
تمام شده ام
تمام ...
دیدگاه ها (۳)

فقط لرسو ❥❥❥

ریشامو زدم حس میکنم شدم بیس کیلو حخخخخ^

چه کسی پشت سرم آب نریخت؟؟؟کهمسیر پیش رویمخیر نشد...چه کسی بر...

مرد ملّاکی وارد روستایی شد. آوازه اش را از ماه ها پیش شنیده ...

پادشاه مافیا Mafia-Knig

سفیر کبیر Grand Ambassador

#Gentlemans_husband#season_Third#part_373+بسههه بسههه دیوونم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط