{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بامن از ماندن بگو رفتن تباهم می کند

بامن از ماندن بگو رفتن تباهم می کند
خوب میدانی غمت خانه خرابم می کند

من به لبخند دوچشمان تو عادت کرده ام
ترک عادت هم که می دانی چه کارم میکند؟!

قدر یک دم دست هایت را زدستانم مگیر
فکر یک دم بی تو، بر مردن مجابم می کند

آتشی برجان من انداخت تاب گیسویت
آتش وتابی که فقدانش خرابم می کند

غمگسارم بوده ای وخود به چشمت دیده ای
رازگویی شانه ات با اشک هایم می کند

ردتو درخاطراتم چون شهابی روشن است
رفتنت روز مرا شام سیاهم می کند

نبض من با پلک هایت می تپد هرصبح وشام
قطع این پیوند جانا قصد جانم می کند

می نشینی روبرویم، مثل "باران" بهار
قهقه های خنده ات "خیس" مدامم می کند
دیدگاه ها (۳)

از یه عاشق شکست خورده پرسیدمبزرگترین اشتباه؟گفت :عاشق شدنگفت...

دوباره بگو "دوستم داری"دوباره می شکند خشم دیوارمکه باد با به...

فقط یکبار دیگر با نگاهت مبتلایم کن کمی باطعم ناب بوسه هایت ا...

چگونه باید گفت که دیگر توانی در من نیست نمیدانم خسته ام خسته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط