{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#سناریو

#سناریو
#BTS

وقتی داداشتن و خیلی حساسن توام که لج میکنی بیشتر اذیتشون میکنی(عواقبش پایه خودته ها😂)

نامی:
اتتت
_بلهههه
این کیه عشقم سیوش کردی ها؟(حرصی)
_اهااا... خب معلومه دیگه عشقمه حالا چیشده مگه؟
که عشقته ؟... پیام داده عزیزم کجایی دیگه دیر شد..؟
_😂اخخخ حواسم به ساعت نبود... کاری نداری؟ باییی
نخیر شما هیچ جا نمیری مگه من میزارم؟ یا توضیح میدی یا گوشی بی گوشی
_چی میگی
من دیگه گفتم پس با گوشیت بای بای کن
تا یه هفته... شایدم یه ماه اینجوری به درساتم میرسی
_نههه غلط خوردم وایسا
توضیح میدم
امیدوارم دلیل خوبی داشته باشی(عصبی)
_بابا دوستمه میا.. میخوای بزنگم ببینی؟
عشقم سیوش کردی؟
_خب اره دیگه الانم پایین منتظرمه لطفا بزار برم
خودمم باهات میام اخه نصف شبی کجا میخواین برین



جین:
میاد سمتت و با عصبانیت میگه
+ات این کی بود دستت تو دستش بود؟ پس با یه پسر میگردی و به منم خبر نمیدی
_نه بخداااا (دوستت تامبویه)
(نمیتونی جینو به دلایلی اذیت کنی عزیزم)
کجایی میاااا بیا
نگاش کن بخدا دوس پسرم نیسس
+بار اخرتم باشه بدون خبر به من میای بیرون میدونی من و کوک چقد دنبالت گشتیم؟(کوکجین باهم داداشتن)
*چیشده با خودت فک کردی میتونی با این پسره.....
میا: بابا من بدبخت خودم دوس پسر دارم اصلا ولم کنین
*ها؟
یعنی الان یه سوژه رو از دست دادم؟
حیف شد
_کوکییی... صب کن ببینم میاااا تو دوس پسر داشتی و به من نمیگفتی؟(با حالت گریه)
میا: نه عزیزم بعدا برات توضیح میدم(اروم)



هوپی شوگا هم باهم:

داشتی رو تختت با خیال راحت خوراکی میخوردی و فیلم میدیدی البته سریال خواستگاری تجاری
بود و خبر نداشتی قسمت( 7یا11بود؟)
حالا این قسمتش این دوتا باهم.. اهم.
میکنن و اینا ولی نه زیاد که یهو هوپی درو باز میکنه
=ات....
سریع لپتاپو میبندی
=داشتی چیکار میکردی؟(عصبی)
مگه بهت نگفتم چیزیو نباید ازم قایم کنی؟
بعدشم داری رو تخت بدون هیچ چیزی خوراکی میخوری؟
کی میخواد اینارو تمیز کنه ها؟(کمی داد)
: به خدا هوپی خودم تمیز میکنم بعدشم من که چیزیو قایم نمیکردم(شیطون، مظلوم)
=اگه راس میگی بازش کن ببینم
: شوگا اوپاااا بیاااا کمککک
=ایندفعه دیگه شوگایی در کار نیس فسقلی قراره...
+باز کی صدای اینو دراورد ها؟
=ما که نمیدونیم داشته چه چیز کثیفیو تو اون میدیده
+ات؟
شوگا داش میومد سمتت که بالشتو سمتش پرت کردی
+چیکار کردی؟ تو میدونی من رو این بالش نرمی که برات خریده بودم حساسم بعد پرتش میکنی؟ تنبیهت سخت تر شد کوچولو
: واییی هوپی جون کمک
=نه ممنون یونگی هس
یونگی هیونگ بعد بیارش پیش خودم
+حله
خب خب... یا میگی یا به هوپی میگم که اون روز تو لباسشو پاره کردی
دیدگاه ها (۱)

#سناریو_tata

#سناریو #BTS وقتی دبیرت اعضا هستن و سر امتحان میفهمن که انلا...

ادامه #سناریو_TATA جین: اون راست میگه پس دیگه چیزی نمیمونه ت...

ادامه#سناریو_TATA جین: حیف اون زحماتی که منو نامی برای شما س...

سناریووقتی کارتشون برای خرید برداشتینامجونات عزیزم، بی زحمت ...

سلام جوجه رنگی های من چطورین پارت جدید اوردم واستونپارت ۱ویو...

پارت 1ویو ات سلام من پارک ات هستم دوساله با پارک جیمین تو را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط