{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غزلی تازه نوشتم غزلی تازه برات

غزلی تازه نوشتم غزلی تازه برات
تا بخوانی و بگویی: به فدای غزلات
غزلی مثل تو شیرین غزلی مثل تو شاد
مثل چشمای قشنگت تو شب رقص نگات
غزلی سبزو صمیمی غزلی نرم و لطیف
مثل ابریشم دستات مثل آهنگ صدات
غزلی مثل غزل های جوانی خودم
گفتم و از لب این پنجره دادم به نسیم
و پراکنده شدن توی هوا این کلمات:
"دوستت دارم" و "من عاشقتم" "قلب منی"
"بی تو می میرم" و "دلبندم" و "جانم به فدات"
واژه ها مثل پرنده پر زدن تا بشینن
نرم و آهسته کنار یکی از پنجرهات...
دیدگاه ها (۷)

به کجا قصه این عشق حکایت بکنمبروم از غم دوری ات شکایت بکنمعا...

با من از خـانه بگـو، از دل دیـوانه بگوبامن از خودکشی این همه...

شاعر که باشی ، شعرهایت درد دارد !حتی قلم ، ‌گاهی به جایت در...

چقدر سـاده به هم ریختی روان مرابریده غصـّه ی دل کنـدنت امان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط