{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادته مریض شدم بیمارستان سرم تو دستم بود برایه اینکه منو

یادته مریض شدم بیمارستان سرم تو دستم بود برایه اینکه منو ببینی یه امپول تقویتی گرفتی اومدی ...گریه میکردم میگفتم اگ اون امپولو بزنی میکشمت ...توهم میگفتی خانومم دلی ناز من من دوست دارم تقویت شم ک بتوونم عشقمو خوب کنم دیگ ...مث خیرع سر ها اوومدی کنار تختم واستادی منم هی مگیفتم بگی برو داداشم یهویی میاد می بینه هااا تو هم میگفتی خو بیاد دوست دارم ببینه تو هر شرایطی پشت عشقم می مووونم ...
حالم خوش نیست بیا دیگ مگ نمیگفتی دلناز تو هر شرایطی کنارتم :(
دیدگاه ها (۲)

گاهی وقتا که دلم میگیره میرمو خاطراتمونو مرور میکنم..یادته و...

سلام عشقم خوبی اقاییم؟؟؟اخ ببخشید یادم نبود دیگ آقای من نیست...

دوست پسر مافیای من پارت ۸=_:اخخخ دستم چته وحشی چرا اینجوری م...

Kheyli ghashange bekhonid پسر :ضعیفه دلمون برات تنگ شده بود ...

خواستار خواسته هام پارت ۵

دلتنگ که می شوی دیگر انتظار معنا نداردیک نگاه کمی نامهربان.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط