یادته مریض شدم بیمارستان سرم تو دستم بود برایه اینکه منو
یادته مریض شدم بیمارستان سرم تو دستم بود برایه اینکه منو ببینی یه امپول تقویتی گرفتی اومدی ...گریه میکردم میگفتم اگ اون امپولو بزنی میکشمت ...توهم میگفتی خانومم دلی ناز من من دوست دارم تقویت شم ک بتوونم عشقمو خوب کنم دیگ ...مث خیرع سر ها اوومدی کنار تختم واستادی منم هی مگیفتم بگی برو داداشم یهویی میاد می بینه هااا تو هم میگفتی خو بیاد دوست دارم ببینه تو هر شرایطی پشت عشقم می مووونم ...
حالم خوش نیست بیا دیگ مگ نمیگفتی دلناز تو هر شرایطی کنارتم :(
حالم خوش نیست بیا دیگ مگ نمیگفتی دلناز تو هر شرایطی کنارتم :(
- ۶.۲k
- ۰۲ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط