{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part5
دروغ
ویو دریا
وقتی حرف میزدن یک احساس گرمی توی دلم وجود داشت پس منم گفتم اها و همه بلند شدیم و رفتیم با همدیگه که دیدم یک مرده داره به سمت من میاد متوجه شدم چاقو تو دستشه و نگاهش رو نامجونه پس جلو اومدم نامجون اولش تعجب کرد ولی اهمیت نداد مرده نزدیک اومد و چاقو رو محکم زد تو شکمم منم محکم شکمم رو گرفتم همه فهمیدن که چیشده
ویو جیمین
داشتیم با بچه ها حرف میزدیم همه متوجه یک مرده شدیم که نگاهش رو نامجونه ولی اهمیت ندادیم که همه وقتی دیدیم دریا سریع رفت جلوش همه تعجب کردیم ولی وقتی مرده اومد جلو و از ما رد شود دریا شکمش رو گرفتوقتی دریا به دستاش نگاه میکرد دیدیم خونیه و فهمیدیم اون مرد میخواسنه به نامجون چاقو بزنه ولی دریا اومده جلو نامجون و نزاشته چاقو بخوره
-اخخخخ
+×÷=/@#😨🤯
#داری چیکار میکنی بچه
-چاقو رو در اوردم
حالا باید بریم مدرسه
@بچه تو تا اونجا مردی
-عه اصلا خوردم رفتم
+بیا بینم(براید استایلش کرد )
-عه منو بزار زمین
+این دختر خیلی زور داره
#هه کی بودن که به مامان میگفتن کاراته بزارش
+نامجون اون مال ۳ سال پیشه
-میشه بریم مدرسه و بریم پیش پرستار مدرسه (داد)
+باشه بچه گوشم کر شد
-رسیدیم مدرسه من سریع از بغل کوک در اومدم که خودشم تعجب کرد و رفتم پیش پرستار (پرستار اینه☆)
☆اوه خانم دریا چیشده ؟
-چاقو خوردم میتونی زخم رو پانسمان کنی ؟!
☆اره ولی باید شما میرفتین بیمارستان
-به من بگو زخم رو درست میکنی یا بکنم؟
☆اره الان میکنم لباستون رو دریارین
-داداش شوگا میتونی برام لباس بیاری
/تهیونگ میره
×خیلی خوب رفتم
/بایدم بری کل روزت شده بخور و بخواب
×عه پس سرکار چیمشه
/میشه سرکار و بخور و بخواب
×عهههههه
/حالا حرص نخور برو بیار
@بدو تهیونگ
دریا تو درد نداری
-نه وقتی سوزن میزنه اوکیم
☆خانم دریا درست شد
-ممنون
×بیاین اوردم
بیا دریا
-مرسی
لباسام رو پوشیدم و رفتم پایین حتی با تهیونگ هم گفتم دامن هم بیاره چون دامن هم خونی شده و اونم هم اورد (دخترک‌گیس بریده هی به تهیونگ دستور میده)و رفتم پایین صدای پچ پچ های بچه ها کل کلاس رو گرفته و حتی مدرسه که نامجون حرف زد صداش عصبانی بود
#برین سرکلاساتون و درس و حواستون به درس باشه مگه امروز کل کلاس ها ازمون ریاضی ندارین برین تمرین کنید و اگرنه به همتون صفر میدم
-همه رفتن و منم رفتم نشستم که کوک اومد و ازمون گرفت و اسم ها رو صدا میزد که اخرین نفر من بودم همه فکر میکردن که سوال های اسون دست منه ولی نمیدونستن خودشون سوال های اسونی جواب دادن و قراره سوال سخت سمت من بیوفته
-بله برادر جونگ کوک(بچه ها دریا داخل مدرسه هم اسم داداشاش رو میگه چون همه میدونن من خواهرشون هستم )
+این سوال رو حل کن
-همه رو نوشتم وقتی جونگ کوک همه رو دید بهم نگاه کرد اونم بالبخند و گفت از ۱۰۰/۱۰۰ شدم
-خیلی خوشحال شدم و رفتم نشستم
دیدگاه ها (۴)

سلام به مامی های خودم امروز اومدم با کلی پارت پس اماده باشین...

Part4دروغویو دریا خیلی خسته شده بودم واقعا توانیه ی هیچی رو ...

آلفا خوشتیپ من پارت : هفتم صبح ¥جیمین از خواب بلند شد دید یو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط