{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part6
دروغ
عصر
ویو دریا
خیلی خسته شدم بعد از مدرسه وقتی وارد خونه شدم دیدم داداشام نشستن و هر کدوم یک کاری رو انجام میدن منم کیفم رو پرت کردم رو زمین
#هی بچه یکم تمیز باش
کیفت رو بردار
-برو بابا
من رفتم بالا
#حرف گوش کن بچه
اگه گوش کنی عصر میریم خرید
-و مغازه اسباب فروشی
#باشه
-من برش داشتم رفتم بالا
اگه میخای بری اونجا باید وقتی اومدم اتاقت تمیز باشه
-باشه
#اروم در رو ببند
-باشه(اروم بست)
#افرین
-(از پشت در )
خواهش میکنم من میگیرم میخوابم
بعد بیدارم کن
=باشه فسقلی
چیه همچین نگاه میکنین نمیشه که همش نامجون حرف بزنه
@#+×÷/😂
-رفتم وسایلامو جمع کردم و رفتم تو تخت انقدر خسته بودم که گرفتم خوابیدم
۲ساعت بعد
#رفتم به اجوما بگم بره دریا رو بیدار کنه
#اجوما
*بله پسرم
#برو به دریا بگو بیدار شه
*برم بهش بگم برادرتون گفته که شما بیدار شین
#نه بگو داداشت گفته اجی فسقلیش و نانازش و گوگولی و مگولیش بیدار شه
*تا چند روز پیش هی در موردش بد میگفت الان داره نازشم میکشه
#چیزی گفتین
*نه الان میرم
#خوبه همه اینایی که گفتم رو بگین
*چشم
تق تق
-هوم
*دخترم منم
-اوهوم بیا تو
وقتی اجوما اومد تو من عین بچه کوچولو ها بلند شدم و چشامو مالوندم و گفتم چیشده؟
*دخترم داداشتون گفته که اجی فسقلیش و نانازش و گوگولی و مگولیش بیدار شه
-(لبخند زدم )باشه
میتونی بری
*(خم شد و رفت)
ویو دریا
وقتی رفت لباسام رو عوض کردم و لباس قشنگی پوشیدم و رفتم پایین دیدم همه حاضرن
-سلام من اومدم
#سلام اجی کوچولو
@اوه اجی گوگولی سلام
/به به اجی نانازی
=واو اجی مگولی
÷بیا جایزه
-برای چی
÷جایزه ی خوشگلی
×سلام فسقلی
+سلام دریا جونممممممم
ویو دریا
وقتی کلی حرف های قشنگ بهم زدن رفتیم کلی عروسک گوگولی و کیوت دیدم و ۲ گرفتیم و اومدیم خونه
دیدگاه ها (۴)

Part5دروغویو دریا وقتی حرف میزدن یک احساس گرمی توی دلم وجود ...

سلام به مامی های خودم امروز اومدم با کلی پارت پس اماده باشین...

Part4دروغویو دریا خیلی خسته شده بودم واقعا توانیه ی هیچی رو ...

پارت ۳ترکم کنات وقتی که شانزده سالش شد در همان شب در اتاق ته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط