{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ترس از درد، از خود درد بدتره؛

ترس از درد، از خود درد بدتره؛

ترس از مرگ، از خود مرگ بدتره. ترس از هر اتفاقی، از خود اون اتفاق بدتره... وقتی می‌ترسی یه اتفاقی سرت بیاد، به ازای هر یه بار ترست، یه بار اون اتفاق رو به بدترین شکل ممکنش تصور می‌کنی؛ و با هر تصور دوباره‌ت، تصویرای وحشتناک شدت بیشتری می‌گیرن. اینقدری که می‌تونن پیش از اون اتفاق نابودت کنن.

وقتی یه سانحه ی هوایی وحشتناک پیش میاد، قلب خیلی از جان‌باخته‌ها، پیش از برخورد هواپیما با زمین از کار می‌ایسته. اونا از «ترس» جونشون رو از دست دادن؛ در حالی که تو همون پرواز بودن کسایی که از زیر آتیش و آهن پاره ها، «زنده» بیرون اومدن...

#آنا_جمشیدی
دیدگاه ها (۹)

آدمهای خوب همیشه اول داستان لبخند به لب دارند در عمیق ترین ف...

برای هم عشق بخواهید. عشقی که تمام نشود. که بماند. که حتی اگر...

تا حالا شکار رفتی؛؟من می رفتم،ولی دیگه نمیرم!آخرین باری که ش...

این روزها آدم‌ها جرئت ندارند خودشان باشند ؛از احساساتشان بهم...

افسانه ی خون و گل قسمت ۱۳: رقصِ مرگ در تاریکی روزها گذشت و ...

- می‌دونی بدبختی از کجا شروع شد؟می‌دونی کی قلبم پر شد از این...

افسانه ی خون و گل قسمت ۱۴: پیش از طوفان جونگ‌کوک با یه گروهِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط