{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر زمان از هرکسی تصویر تاری داشتیم

هر زمان از هرکسی تصویر تاری داشتیم
مشکل از ما بود ، چشم پر غباری داشتیم

ما درخت سبزِ دیروزیم ، هرچند این چنین
خالی و خشکیم امّا برگ و باری داشتیم

وعده ها دادند و مانند سرابی گم شدند
هر زمان از آشنایان انتظاری داشتیم

گرچه اکنون مثل پولی کهنه ، دور افتاده ایم
یک زمان ما هم در اینجا اعتباری داشتیم

عمر ما بین دو راه زندگی و مرگ رفت
کاش راه سوّمی ، راه فراری داشتیم...
دیدگاه ها (۴)

حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانه ای گفت : یا آب است ، یا خاک...

ما در ره عشقِ تو اسیرانِ بلاییمکَس نیست چنین عاشقِ بیچاره که...

گریه هم گاهی برای چشمهایت لازم استمثل ابری منقلب باشی نباری ...

در میخانه ببستند خدایا مپسندکه درِ خانه ی تزویر و ریا بگشاین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط