هر زمان از هرکسی تصویر تاری داشتیم

هر زمان از هرکسی تصویر تاری داشتیم
مشکل از ما بود ، چشم پر غباری داشتیم

ما درخت سبزِ دیروزیم ، هرچند این چنین
خالی و خشکیم امّا برگ و باری داشتیم

وعده ها دادند و مانند سرابی گم شدند
هر زمان از آشنایان انتظاری داشتیم

گرچه اکنون مثل پولی کهنه ، دور افتاده ایم
یک زمان ما هم در اینجا اعتباری داشتیم

عمر ما بین دو راه زندگی و مرگ رفت
کاش راه سوّمی ، راه فراری داشتیم...
دیدگاه ها (۴)

نهال تازه رسی گفت با درختی خشککه از چه روی، ترا هیچ برگ و با...

#چه_غریب_ماندی_ای‌دل...چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی ، نه غمگ...

بر ما گذشتهرآنچه نباید می‌گذشت؛قرن‌هایی از سکوت،روزهایی از ت...

تنهایی دوست داشتنی نیستاما خواستنی‌تر از تمام«دوستت دارم»‌ها...

دانلود رمان کابوس افعی جلد اول

بهترین رمان تخیلی ایرانی😍

جلد اول رمان کابوس افعی

رمان کابوس افعی بهترین رمان فانتزی

بهترین رمان تخیلی و فانتزی

بهترین رمان جدید فانتزی ایرانی😍😨😨

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط