{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دامن کشان، ساقی میخواران

دامن کشان، ساقی میخواران
از کنار یاران، مست و گیسو افشان
می گریزد

در جام می، از شرنگ دوری
وز غم مهجوری، چون شرابی جوشان
مِی بریزد


دارم قلبی لرزان ز غمش، دیده شد نگران
ساقی میخواران از کنار یاران
مست و گیسو افشان
می گریزد

دارم چشمی گریان به رَهش
روز و شب بشُمارم
تا بیاید

آزرده دل از جفای یاری
بی وفا دلداری
ماه افسونکاری، شب نخفتم

با یادش تا دامن از کف دادم
شد جهان از یادم
راز عشقش را در دل نهفتم

از چشمانش ریزد به دلم
شور عشق و امید
دامن از کف دادم
شد جهان از یادم
راز عشقش را در دل نهفتم

دارم چشمی گریان به رَهش
روز و شب بشمارم
تا بیاید
دیدگاه ها (۱)

دامن کشان ساقیِ می خواراناز کنار یاران مست و گیسو افشان می گ...

دامن کشان، ساقی میخواراناز کنار یاران، مست و گیسو افشانمی گر...

یک قدح تا صبح باقی مانده استمست ها رفتند و ساقی مانده استیک ...

شب بخیر تا فردا 😑✋

شبانگاهان تا حریم فلک چون زبانه کشد سوز آوازمشرر ریزد بی اما...

دلا غمواره در دشت استو این شب ها شام آخردر هیاهوی افق, یک را...

دلا غمواره در دشت استو امشبم چون شام آخردر هیاهوی افق, یک را...

یاد تو می کنم من، در موسم بهاران افسوس رفته ای تو، لعنت به ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط